رمان عشق لجباز من

پارت 22

یه ذره دیگه بازی کردیم و بعد میخواستیم بریم بخوابیم
عسل و رومینا و اتوسا رفتن یه اتاق
رضا و ممدرضا و فرزاد یه اتاق
مهدیس و پانیذ یه اتاق
متین هم یه اتاق
من و دیانا مونده بودیم😂
من:دیانا میخوای تو برو پیش پانیذ و مهدیس منم میرم پیش متین
دیانا:باشه

دیانا

رفتم پیش دخترا

پانیذ:چی شد نرفتی پیش اقاییت؟😁
من:درد درد درد درد
مهدیس:واقعا دوسش داری؟
من:نه خو نمیدونم فک کنم فقط وابسته اش شدم
پانیذ:ادم که الکی الکی وابسته نمیشه عاشق شدی دیانا عاشق ارسلان شدی
من:نه بابا 🤐
مهدیس:وایییی اصن من انتظار نداشتم دیدی ارسلان سر بازی چی گفت؟ من از این دیگه انتظار هول بازی هارو نداشتم😐
من:هوییییی هول خودتی😑
پانیذ:اوه رو اقاتون غیرتی اید؟
مهدیس:🤐
پانیذ:ولی واقعا چطوری اخه واقعا ارسلان؟؟؟ 😑
من:تقصیر منه😂از راه به درش کردم😂
مهدیس:از تنفر تا عشق😂
پانیذ:نه از ابجی داداش تا عشقم نفسم😐
من:وایییی خدا شما دیگه از عشق حرف نزنید که اصن خوشم نمیاد🥲بار عاشق شدم که اونم زهرمارم شد🥲
مهدیس:ارسلانم یه بار عاشق شد بعد پشیمون شد
من:وایییی واسم تعریف میکنی؟🤩
مهدیس و پانیذ:تا ارسلان جرمون بده؟ 🤐

#اردیا
#رمان_اردیا
#اردیا_همیشگی
#رمان_عاشقانه
#رمان_اکیپ
#رمان
دیدگاه ها (۴)

وقتی مریض بودی ولی …

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش هم...

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty three ویوی جونگ کوک : بعد...

فیک تهیونگ

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط