Pt37

حالا همه باهم دست دست دست چمدون پر طلا پله پله میاد بالا !♫! عیدی هرکی خوشحاله یه جواز کربلا !♫! مجلس شادی به پا و چند تا زن کل میزنه !♫! ای ماشالا بی بی فاطمه بوسه بر گل میزنه !♫! از خدا من وایه دارم اولیش کربلا !♫! دومیش مکه مدینه سومیش امام رضا !♫! شب شدو آقام نیومد شمع و لاله کم بسوز !♫! با ظهور آقام مهدی شب میشه مانند روز !♫! سر قنداقه ارباب ریشه ریشه مروارید !♫! از بالا تا پایین نوشته یا محمد یا علی!♫! نصرت خانم ( همه جا ملودی میخونه):همه براش کِل بزنید کِللللل اعظم خانم،اقدس خانم،شمسی خانم،اشرف خانم: کیلیلیکلیللیلیلیللیلیکلیللیلیللیییییییییی ضغرا خانم در حالی ک ظرف شوکولات تو دستش : کیلیکیلیکلیلیکلیلی دستش میکنه تو ظرف ی مشت شوکولات در میاره پرت میکنه سمت شمسی خانم که باعث میشه عینکش بیوفته دوباره پرت میکنه ،دوباره ،دوبارع حالا ضغرا خانم میاد وسط که در بین بشکن زدناش ی قر ریزی عم میده کیلیکیلیکلیلیکلیبیییییی ا/ت: خودمو رسوندم ب سفره ک بلافاصله مامان ی کیسه فریز پرت کرد سمتم منم خیلی ریلکس داشتم همه لقمه ها رو میذاشتم تو کیسه ک ی دفعه ی مشت شوکولات پرت شد سمتم همشون جمع جور کردم انداختم تو کیسه با ی قر ریز کیسه انداختم برا مامان
دیدگاه ها (۰)

پارت۳

رمان عشق ممنوع

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🫀 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی اون تورو دوست داشت ولی تو دوستش ندا...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

چند پارتی

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

p2

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط