مدرسه جادویی ~پارت ۶~
ویو ا.ت:
اون پسره گفت
ته: هی دختره خیکی از جای ما بلند شو.
ا.ت: کی گفته اینجا برای توئه ، مگه خریدینش.
که یهو همون پسره که به من گفت که بلند شم و اون پسره که از همه کیوت تر بود ( جیمین ). منو گرفتن داشتن میبردند بیرون کلاس ، منم هی تقلا میکردم.
ا.ت:آی.......و...ولم کنین ( درحال دست و پا زدن )
جیمین:عهههه......خفشو دیگه. ( داد)
ا.ت: (بغض سگی)
خلاصه بردن منو یه جایی از حیاط که تاحالا کسی نرفته.
منو انداختن زمین و اون پسره بهم گفت.
تهیونگ: فکر کردی کی هستی که جلوی ما واسی.
ا.ت: م.... من... لی ا.تم....
اون پسر گربه ایه اومد با پا محکم زد تو پهلویم.
شوگا: که اینطور حالا ماهم نشون میدید کی هستیم.
اون پسر اینو گفت و اون یکی پسره که باهاش دعوام شده بود (جونگ کوک) . اومد جلوم و اونم با پاش محکم زد بهم.
کوک: که من زشتم دختره ه.ر.ز.ه .
ا.ت:ولم کنین بزارین برممم( اینو بگم ا.ت معتقده نباید جلوی بقیه گریه کنه وگر نه اونا فکر میکنم ضعیفه، فقط بغض میکنه.)
کوک: پسرا بیاید شروع کنیم .
یهو همه اونا اومدن بالا سرم و یکی به شیکمم یکی به پهلوم یکی به پام و......میزدن.
ا.ت :آی .......توروخدا ولم کنین..........آی
حدود چند مین گذشت یکی از اونا گفت.
نامجون:بچه ها ولش کنین برای امروز بسه و تو ا.ت یه بار دیگه ببینم پرو بازی درمیاری از این بد تر شرت میاریم ، شیفهم شد ( درسته؟)
ا.ت: آ....آ.....آره..
جین: بریم بچه ها.
اون پسرا رفتن من موندم و خودم. دیگه تحمل نداشتم بخاطر همین بغضم ترکید و گریه کردم.
۱ مین گذشت رفتم سر کلاس اکسیر ها ( معجون ها)
وقتی اومدم معلم تو بود . و اون خانم بهم گفت .
معلم: سلام خانم دیر کردی. چرا سر و صورتت خاکیه.؟
ا.ت:سلام . ببخشید دیر کردم . میتونم بیام تو .
معلم: بله بفرما . فقط دیگه تکرار نشه. و اینکه چون دانش آموزان جدیدی بیا دم تخته خودتو معرفی کن برای بچه ها.
ا.ت: چشم .
اومدم پایه تخته دیدم همشون مخصوصاً اون پسره ( جونگ کوک) دارن بهم پوزخند میزدن.
ا.ت: سلام من بی ا.تم و امیدوارم باهم درسای خوبی رو یاد بگیریم.
معلم: ممنونم .برو پیش دختر عزیزم یونا.
ا.ت: چشم.
رفتم پیش اون دختره نشستم که گفت .
یونا: سلام همونطور که خانم گفت من یونام .
ا.ت:سلام یونا. خوشبختم
یونا: همچنین.
ا.ت: میشه یه سوال ازت بپرسم.
یونا: آره عزیزم هر سوالی داشتی ازم بپرس.
ا.ت: اونا کین و اسماشون چیه ؟( اشاره به بی تی اس)
یونا: اونا....................
.
.
.
.
.
.
شرطااا: ~۹ لایک~ و ~۱۴ کامنت~
۳فالور جدید. خوشگلا مارو برسونین به ۵۰ تایی.
------------------------------------------------------------
#بی تی اس #کیم #نامجون #جین #مین #یونگی #شوگا #جان #جانگ #هوسوسک #جیهوپ #پلرک #جیمین #تهیونگ #جئون #جونگکوک #جونگ کوک #عشق #کیوت #هات #کره #کیدراما #کیپاپ #بلک پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #اکسو #استری کیدز #بیبی مانستر #آهنگ #تتلو #حامیم #وانشات #رمان #سناریو #درخواستی #چندپارتی #ا.ت #اسمات.
اون پسره گفت
ته: هی دختره خیکی از جای ما بلند شو.
ا.ت: کی گفته اینجا برای توئه ، مگه خریدینش.
که یهو همون پسره که به من گفت که بلند شم و اون پسره که از همه کیوت تر بود ( جیمین ). منو گرفتن داشتن میبردند بیرون کلاس ، منم هی تقلا میکردم.
ا.ت:آی.......و...ولم کنین ( درحال دست و پا زدن )
جیمین:عهههه......خفشو دیگه. ( داد)
ا.ت: (بغض سگی)
خلاصه بردن منو یه جایی از حیاط که تاحالا کسی نرفته.
منو انداختن زمین و اون پسره بهم گفت.
تهیونگ: فکر کردی کی هستی که جلوی ما واسی.
ا.ت: م.... من... لی ا.تم....
اون پسر گربه ایه اومد با پا محکم زد تو پهلویم.
شوگا: که اینطور حالا ماهم نشون میدید کی هستیم.
اون پسر اینو گفت و اون یکی پسره که باهاش دعوام شده بود (جونگ کوک) . اومد جلوم و اونم با پاش محکم زد بهم.
کوک: که من زشتم دختره ه.ر.ز.ه .
ا.ت:ولم کنین بزارین برممم( اینو بگم ا.ت معتقده نباید جلوی بقیه گریه کنه وگر نه اونا فکر میکنم ضعیفه، فقط بغض میکنه.)
کوک: پسرا بیاید شروع کنیم .
یهو همه اونا اومدن بالا سرم و یکی به شیکمم یکی به پهلوم یکی به پام و......میزدن.
ا.ت :آی .......توروخدا ولم کنین..........آی
حدود چند مین گذشت یکی از اونا گفت.
نامجون:بچه ها ولش کنین برای امروز بسه و تو ا.ت یه بار دیگه ببینم پرو بازی درمیاری از این بد تر شرت میاریم ، شیفهم شد ( درسته؟)
ا.ت: آ....آ.....آره..
جین: بریم بچه ها.
اون پسرا رفتن من موندم و خودم. دیگه تحمل نداشتم بخاطر همین بغضم ترکید و گریه کردم.
۱ مین گذشت رفتم سر کلاس اکسیر ها ( معجون ها)
وقتی اومدم معلم تو بود . و اون خانم بهم گفت .
معلم: سلام خانم دیر کردی. چرا سر و صورتت خاکیه.؟
ا.ت:سلام . ببخشید دیر کردم . میتونم بیام تو .
معلم: بله بفرما . فقط دیگه تکرار نشه. و اینکه چون دانش آموزان جدیدی بیا دم تخته خودتو معرفی کن برای بچه ها.
ا.ت: چشم .
اومدم پایه تخته دیدم همشون مخصوصاً اون پسره ( جونگ کوک) دارن بهم پوزخند میزدن.
ا.ت: سلام من بی ا.تم و امیدوارم باهم درسای خوبی رو یاد بگیریم.
معلم: ممنونم .برو پیش دختر عزیزم یونا.
ا.ت: چشم.
رفتم پیش اون دختره نشستم که گفت .
یونا: سلام همونطور که خانم گفت من یونام .
ا.ت:سلام یونا. خوشبختم
یونا: همچنین.
ا.ت: میشه یه سوال ازت بپرسم.
یونا: آره عزیزم هر سوالی داشتی ازم بپرس.
ا.ت: اونا کین و اسماشون چیه ؟( اشاره به بی تی اس)
یونا: اونا....................
.
.
.
.
.
.
شرطااا: ~۹ لایک~ و ~۱۴ کامنت~
۳فالور جدید. خوشگلا مارو برسونین به ۵۰ تایی.
------------------------------------------------------------
#بی تی اس #کیم #نامجون #جین #مین #یونگی #شوگا #جان #جانگ #هوسوسک #جیهوپ #پلرک #جیمین #تهیونگ #جئون #جونگکوک #جونگ کوک #عشق #کیوت #هات #کره #کیدراما #کیپاپ #بلک پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #اکسو #استری کیدز #بیبی مانستر #آهنگ #تتلو #حامیم #وانشات #رمان #سناریو #درخواستی #چندپارتی #ا.ت #اسمات.
- ۷.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط