وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر
وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر
#پارت_3
همونطور که توی بغلش بودم کم کم خوابم برد
......
نیم ساعت بعد
با حس لمس چیزی روی گونم کم کم بیدار شدم دیدم جونگکوک داره با انگشت شستش گونم نوازش میکنه و با اون دست آزادش گوشیش و نگاه میکنه
یواشکی گوشیش و نگاه کردم دیدم داره به یکی پیام میده... اسمش چی نوشته؟؟؟ آه کور شدم
فکر کنم نوشته چیییییییی؟ مینا؟؟؟؟ دوست دختر داره؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا بغضم گرفت الکی
_بیدار شدی بچه؟
+...
_لیا؟
_دختری؟
از بغلش بدون هیچ حرفی بیرون اومدم و به در ماشین تکیه دادم و مشغول گوشیم شدم
_عه چت شد؟
+هیچی
یکم خیره نگام کرد بعد دوباره مشغول گوشیش شد....💔
تهیونگ :بچا بیست دقیقه دیگه میرسیم
+اخیشش.... نامجون خوابه؟؟
تهیونگ:اره
دیگه هیچی نگفتیم و دوباره الکی توی گوشیم این برنامه اون برنامه میکردم که دیدم از مینهو همکلاسیم پیام اومد
م:سلام لیا خوبی؟
+سلام مرسی
م:کجایی؟
+داریم میریم سفر
م:هوم خوشبگذره... کی برمیگردی؟
+یک هفته دیگه
م:هروقت اومدی بریم بیرون با...
داشتم پیامش میخوندم که یکی گوشیم و از دستم کشید بیرون.... عه اینکه جونگکوکه... چرا انقدر عصبیع؟؟؟
_داری پیام چه خری میدی؟
+به توچه درست حرف بزن
_(پوزخند زد) که درست حرف بزنم اره؟ این چه بی ناموسی که برات مهمه ها؟؟؟؟
+چرا جنی میشی داداش
داداش و از عمد گفتم که کلی سوزوندش
_یکبار دیگه یعنی لیا یکبار دیگه بخوای از کلمه داداش استفاده کنی دیگه مراعات و نمیکنم
+الان داری مراعات میکنی؟
به حرفم توجهی نکرد و گوشی و نگاه کرد
ثانیه به ثانیه سرخ تر میشد
+گوشیم و بده ببینممم
_این نره خر خیلی گو.ه میخوره با تو کار داره (با داد)
تهیونگ : یاا چیشده چرا داد میزنین؟
نامجون:چیشده؟(با خمیازه).......
ادامه داره.....
شرایط و نرسونده بودینا
این دفعه اگه نرسونین بقیش و نمیزارم
شرایط:همه پارتا حداقل 20 لایک بخوره
#پارت_3
همونطور که توی بغلش بودم کم کم خوابم برد
......
نیم ساعت بعد
با حس لمس چیزی روی گونم کم کم بیدار شدم دیدم جونگکوک داره با انگشت شستش گونم نوازش میکنه و با اون دست آزادش گوشیش و نگاه میکنه
یواشکی گوشیش و نگاه کردم دیدم داره به یکی پیام میده... اسمش چی نوشته؟؟؟ آه کور شدم
فکر کنم نوشته چیییییییی؟ مینا؟؟؟؟ دوست دختر داره؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا بغضم گرفت الکی
_بیدار شدی بچه؟
+...
_لیا؟
_دختری؟
از بغلش بدون هیچ حرفی بیرون اومدم و به در ماشین تکیه دادم و مشغول گوشیم شدم
_عه چت شد؟
+هیچی
یکم خیره نگام کرد بعد دوباره مشغول گوشیش شد....💔
تهیونگ :بچا بیست دقیقه دیگه میرسیم
+اخیشش.... نامجون خوابه؟؟
تهیونگ:اره
دیگه هیچی نگفتیم و دوباره الکی توی گوشیم این برنامه اون برنامه میکردم که دیدم از مینهو همکلاسیم پیام اومد
م:سلام لیا خوبی؟
+سلام مرسی
م:کجایی؟
+داریم میریم سفر
م:هوم خوشبگذره... کی برمیگردی؟
+یک هفته دیگه
م:هروقت اومدی بریم بیرون با...
داشتم پیامش میخوندم که یکی گوشیم و از دستم کشید بیرون.... عه اینکه جونگکوکه... چرا انقدر عصبیع؟؟؟
_داری پیام چه خری میدی؟
+به توچه درست حرف بزن
_(پوزخند زد) که درست حرف بزنم اره؟ این چه بی ناموسی که برات مهمه ها؟؟؟؟
+چرا جنی میشی داداش
داداش و از عمد گفتم که کلی سوزوندش
_یکبار دیگه یعنی لیا یکبار دیگه بخوای از کلمه داداش استفاده کنی دیگه مراعات و نمیکنم
+الان داری مراعات میکنی؟
به حرفم توجهی نکرد و گوشی و نگاه کرد
ثانیه به ثانیه سرخ تر میشد
+گوشیم و بده ببینممم
_این نره خر خیلی گو.ه میخوره با تو کار داره (با داد)
تهیونگ : یاا چیشده چرا داد میزنین؟
نامجون:چیشده؟(با خمیازه).......
ادامه داره.....
شرایط و نرسونده بودینا
این دفعه اگه نرسونین بقیش و نمیزارم
شرایط:همه پارتا حداقل 20 لایک بخوره
- ۱۱۹
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط