اسنیپ گفت فعلا موضوعات مهم تری هست که باید راجبش حرف بزنی
اسنیپ گفت فعلا موضوعات مهم تری هست که باید راجبش حرف بزنیم دارک لرد دستور جدید داده تو و دراکو باید توی جنگ هاگوارتز اگه مرگخوار ها و اسلایترین ها توی دردسر افتادن هرجور شده نجاتشون بدید
پدر بگو که کس دیگه ای هم جز مالفوی باهامون هست فکر نمیکنم مالفوی فرد خوبی باشه واسه اینکار (عصبی و سرد )این دستور دارک لرده نباید ازش سرپیچی کنی و بابت تمام دردسر ها باید بگم جبرانش میکنی و از اتاق میره نیلی که عصبی بود بعد از رفتن پدرش یکی از لیوان ها رو سمت دیوار پرت کرد تا حرصش رو سر چیزی خالی کرده باشه چرا باید با دراکو اینکار رو میکرد اصلا چرا امروز هرچیزی دست به دست هم داده بود تا نیلی رو زمین بزنه اون از حرفایی که دراکو با بدترین حالت ممکن بهش گفته بود این از وظیفه جدیدش که ولدمورت براش تایین کرده بود و از طرفی اون گرگینه اون گرگینه هنوزم توی جنگل پرسه میزد و شاید برای دانش آموزان دیگه یه خطر جدی بود اما برای نیلی زیادم ترسناک نبود چون اون اتفاقی ترسناک تر از اونم تجربه کرده که باعث شده بود از درون خورد بشه نیلی همیشه بلد بود ظاهرش رو چطور حفظ کنه و چطور گریه و احساساتش رو دفن کنه و به نفرت تبدیل کنه اما اینبار فرق میکرد عشقی که به دراکو داشت نمیتونست تبدیل به نفرت بشه شاید در ظاهر خودش رو یکی از افرادی که از اون متنفره نشون میداد اما نمیتونست عشقی رو که مدت زیادی توی دلش داشت ریشه کن کنه هیچ وقت انتظار نداشت از فردی که همیشه حامی او بود و نمیگذاشت به تنهایی مشکلات رو سپری کنه همچین ضربه ای بخوره دراکو چه بلایی سرش اومده بود
این داستان ادامه دارد
امیدوارم خوشتون بیاد در ادامه اتفاقات جالبی در راهه😘🎉
پدر بگو که کس دیگه ای هم جز مالفوی باهامون هست فکر نمیکنم مالفوی فرد خوبی باشه واسه اینکار (عصبی و سرد )این دستور دارک لرده نباید ازش سرپیچی کنی و بابت تمام دردسر ها باید بگم جبرانش میکنی و از اتاق میره نیلی که عصبی بود بعد از رفتن پدرش یکی از لیوان ها رو سمت دیوار پرت کرد تا حرصش رو سر چیزی خالی کرده باشه چرا باید با دراکو اینکار رو میکرد اصلا چرا امروز هرچیزی دست به دست هم داده بود تا نیلی رو زمین بزنه اون از حرفایی که دراکو با بدترین حالت ممکن بهش گفته بود این از وظیفه جدیدش که ولدمورت براش تایین کرده بود و از طرفی اون گرگینه اون گرگینه هنوزم توی جنگل پرسه میزد و شاید برای دانش آموزان دیگه یه خطر جدی بود اما برای نیلی زیادم ترسناک نبود چون اون اتفاقی ترسناک تر از اونم تجربه کرده که باعث شده بود از درون خورد بشه نیلی همیشه بلد بود ظاهرش رو چطور حفظ کنه و چطور گریه و احساساتش رو دفن کنه و به نفرت تبدیل کنه اما اینبار فرق میکرد عشقی که به دراکو داشت نمیتونست تبدیل به نفرت بشه شاید در ظاهر خودش رو یکی از افرادی که از اون متنفره نشون میداد اما نمیتونست عشقی رو که مدت زیادی توی دلش داشت ریشه کن کنه هیچ وقت انتظار نداشت از فردی که همیشه حامی او بود و نمیگذاشت به تنهایی مشکلات رو سپری کنه همچین ضربه ای بخوره دراکو چه بلایی سرش اومده بود
این داستان ادامه دارد
امیدوارم خوشتون بیاد در ادامه اتفاقات جالبی در راهه😘🎉
- ۱۱.۱k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط