دوپارتی
ا/ت با به مرد روبرویش خیره بود. جین با یک پیشبند گلدار که به وضوح متعلق به او نبود، در حال تظاهر به یک سرآشپز حرفه ای بود. او مدام با افتخار به غذا نگاه میکرد و زمزمه میکرد: "این شام قراره به اندازه ی خودم، جهانی باشد."
او داشت سعی می کرد غذای پیچیده ای بپزد که دستور آن را از یک کانال غذایی فرانسوی پیدا کرده بود؛ ظاهراً برای جشن گرفتن شش ماهه شدن آشنایی شان.
جین، در حالی که با چاقو داشت با دقت پیازها را خرد میکرد، برگشت و به ا/ت نگاه کرد. "خب، نظرت چیه؟ من تو آشپزی هم مثل چهره ام، بی نقصم، نه؟"
ا/ت خندید. "آره، همینطور که میبینم دود داره از یه چیزی بلند میشه، معلومه که بی نقصی!"
جین فوراً برگشت. وای نه. او فراموش کرده بود کفگیرش را که لحظه ای روی شعله گذاشته بود، بردارد. حالا کفگیر نه تنها داغ، بلکه دودی شده بود و آشپزخانه بوی پلاستیک آب شده می گرفت.
با حرکتی سریع و نمایشی، کفگیر را خاموش کرد و با لحنی جدی رو به ا/ت کرد: "این فقط یک تست بو بود. ما داریم برای شام یک شاهکار آماده می کنیم، و شاهکارها همیشه بوهای عجیب دارند."
ادامه دارد........
او داشت سعی می کرد غذای پیچیده ای بپزد که دستور آن را از یک کانال غذایی فرانسوی پیدا کرده بود؛ ظاهراً برای جشن گرفتن شش ماهه شدن آشنایی شان.
جین، در حالی که با چاقو داشت با دقت پیازها را خرد میکرد، برگشت و به ا/ت نگاه کرد. "خب، نظرت چیه؟ من تو آشپزی هم مثل چهره ام، بی نقصم، نه؟"
ا/ت خندید. "آره، همینطور که میبینم دود داره از یه چیزی بلند میشه، معلومه که بی نقصی!"
جین فوراً برگشت. وای نه. او فراموش کرده بود کفگیرش را که لحظه ای روی شعله گذاشته بود، بردارد. حالا کفگیر نه تنها داغ، بلکه دودی شده بود و آشپزخانه بوی پلاستیک آب شده می گرفت.
با حرکتی سریع و نمایشی، کفگیر را خاموش کرد و با لحنی جدی رو به ا/ت کرد: "این فقط یک تست بو بود. ما داریم برای شام یک شاهکار آماده می کنیم، و شاهکارها همیشه بوهای عجیب دارند."
ادامه دارد........
- ۱۷.۳k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط