{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلیس خوشتیپ من

پلیس خوشتیپ من
p1:

ویو ات
سلام ات هستم خوشبختم(معرفی کردم )
ساعت۶:۴۰ از خواب بیدار شدم کارای مربوط انجام دادم پرونده ها رو از تو کمد با ورداشتم سوار ماشین شدم رسیدم سرکار

ویو جیمین
سلام جیمینم(معرفی شده)
فکنم این پلیس خنگ دیر رسید سرکار میاد عیب نداره ما تازه می‌خوایم شروع به کار کنیم عادت می‌کنه

ویو خودم
شخصیت هارو اینجوری نشون میدم
جیمین: ج
تهیونگ:و
کوک:ک
ات: ت
خب همه نشستن سر میز صبحونه بخورن

جیمین بلند شد سخن رانی کنه

ج:خب سلام ریس پلیس هستم خوشبختم که باهم تو یه تیم هستیم امید وارم عالی کار کنیم و بهتون افتخار میکنم اینجا هستین لطفا بلند شید معرفی کنید

ت:سلام ات هستم و خوشبختم که اینجا با شما تو یک تیم کار من تحقیق پرونده هست و پیدا کردن جرم امید وارم باهم بتونیم موفق شیم

و: سلام کیم تهیونگ هستم خوشبختم و کار من مثله خانوم ات هست اما تیرانداز اصلی منم و امید وارم باهم موفق باشیم

ک:خب سلام جان جونگکوک هستم خوشبختم کار منم پرونده هارو چک میکنم و منشی ریس‌ هستم

ج:خب بچه ها خوشبختم صبحونه بخوریم بریم دنبال کار ها

ویو خودم کار هاشون تموم شد و امروز روز آشنایی بود ولی پارت بعدی ماموریت های قراره انجام بشه که شوکه بشین پس حمایت کنید زودتر پرونده ها چک بشه😎
دیدگاه ها (۱۱)

تنها امید زندگیم پارت ۴ویو راوی :ات بعد از ۵ دقیقه به داخل ب...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

#میکاپ_آرتیست_من

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

وقتی تولدت بودو..

آواز عشق♣️part:1♣️ ا/ت ویو:خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دخ...

عشق بعد نفرت

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط