پارت ۱۶

(چند سال بعد)





+مامانننن



×او اومدییی مواظب باش




+مامان میگم ویلچرم مشکل داره





×چه مشکلی عزیزم


+ببین نمیتونم کنترلش کنم



×بیا عزیزم صبحانتو بخور بیخیال ویلچرتم میرم عوض میکنم




+آخه مامان من چطوری برم شرکتت



×روزای قبل چطوری می‌رفتی ؟




+با راننده



×خب دیگه عزیزم



+اوکی مامان صبحونه رو بده




×بیا بخور زیاد بخور



+باشه اوه اوه دیر شد الان باید برم



×باشه مواظب باش یوری





×آقای کانگ


آقای کانگ :بله خانم



×مواظب یوری باش



کانگ :چشم





(خونه جین )


^جین


ـــ هوم


^حالت خوبه



ـــ بتوچع اصلا تو کی هستی حال منو میپرسی ها


^من زنتم


ـــ لیا گمشو از اتاق بیرون



^جین من زنتم میفهمی


ـــ هوم اره میفهمم



^یکم برام وقت بزار من زنتم



ـــ ای بابا بس کن لیا من فقط بخاطر هوسو اینجا نگهت داشتم



^جین هوسو رو انقدر دوست داری؟



ـــ پسرمه مگه میشه دوسش نداشته باشم



^حداقل آماده شو برو شرکت



ـــ بتو ربطی نداره لیا



ــ(امروز می‌خوام با شرکت پارک قرارداد ببندم خداکنه خوب پیش بره )






(شرکت .یوری)


+منشی لی برام قهوه میاری


&باشه الان میارم


+ممنونم


&بفرمایید اینم قهوه


+ممنون


&خواهش میکنم اوه راستی حواستون هست باید بریم شرکت آقای کیم



+آره ساعت چند هماهنگ کردی


&ساعت ۴بعد از ظهر



+باشه عزیزم تو برو دیگه به کارات برس




&چشم





(شرکت .جین )




@اوه رئیس خوشتیپ شدی


ــ خوشتیپ بودم



@بله بله


ـــ خب چی شده



@به منشی خانم پارک زنگ زدم گفتن ساعت ۴ میان شرکتمون



ــــ اوکی





ـــ (راستش نمی‌دونم تو این چند سال چه اتفاقی برای یوری اوفتاده دلم میخواد ببینمش )




(چند ساعت بعد)




&خانم رئیس


+جونم



&بریم ساعت ۳:۳۰



+باشه بریم



(نیا(منشی یوری)ویلچر یوری رو به جلو هدایت کرد وقتی به سمت ماشین رسیدن آقای کانگ یوری رو بغل کرد گذاشت توی ماشین )




(چند ساعت بعد تو شرکت کیم)



@رئیس امروز اگه قرارداد خوب پیش رفت میشه شام مهمونمون کنی



•میدونستی خیلی پرویی




ـــ اوکی اشکال نداره




٫عه آقای رئیس ریو شوخی کرد



ـــ مهم نی امشب مهمون من



@(خنده )



ـــ (لبخند )



@اوه اومدن


+( اینجا شرکت کیم هست یعنی ...... بیخیال )




@سلام خیلی خوش اومدید


&ممنون




@بریم اتاق رئیس


+(آره خودشه خیلی خوشگل تر شده یوری تو چی داری میگی اون حلقه ازدواج دستشه یعنی ازدواج کرده .... اصلا به من چه)


+سلام آقای کیم برای قرار داد اومدیم




ـــ (یوری ؟ خودشه خیلی خوشگل شده بود چرا فرشته کوچولو من توی ویلچره اگه اون شب ...... بیخیال اون دیگه دوست تو نی )



ـــ اوه بله سلام خانم پارک بفرمایید بشینید





بعد چند ساعت حرف زدن (ببخشیدا بخدا اصلا حوصله ندارم 😂😂)



+ــــ خب

یوری دستشو جلو جین دراز کرد تا بهش دست بده و جین هم دستشو گرفت و دست داد




+آقای کیم خوشحال شدم که باهم همکاری میکنیم
.


ــــ همچنین





(٫رستوران )



@حیف شد خانم پارک نیومدن




٫ میدونید یه بار تاهالا ازدواج کرده






@رئیس



ـــ هوم




@یه سوال بپرسم




ـــ هوم



@تاحالا عاشق شدید





ـــ .......نه





@ای بابا رئیس شوخی نکنید





ـــ شوخی نمیکنم



@ای بابا





پایان این پارت


یه سوال بپرسم ؟


بنظرتون لیا گناه داره یا نه ؟


شرط بزارم 🎀

لایک ۳۰

کامنت ۱۶ جواب سوالمم بدید حله

بازنشر نمی‌دونم زیاد مهم نی هر اندازه ای بود




تروخداااا زیادمون کنید 😔 🎀✨
دیدگاه ها (۵)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

رمان: رفتار سرد .

لیا : چیزی شده ته : نه نه هیچی لیا : اوکی کوک : بچه ها رسیدی...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

چند پارتی بازیچه

عشق میان ما پارت ۴

**Part *_شرکت_هر پنج نفرشون در شرکت قدم برمی‌داشتن و کارکنان...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط