{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حرف شهادت می زنم،

تا حرف شهادت می زنم،

فرشته ها می زنند

زیر خنده...!

حق دارند...

تصادف، بیمارستان،مرگ عادی

سزای چون منی است..

اما...

این که نشد پایان!

خداوندا،انتهای قصه ام را سرخ بنویس

یادمان باشد اگر شهید نشویم
باید بمیریم...
دیدگاه ها (۴)

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

پارت ۴: سنگینیِ حقیقتتهیونگ به سختی پلک زد. تاریِ دیدش کم‌کم...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۳ | «یک تصمیم بزرگ......

پارت ۷۶

پارت چهل‌وششم | «خدا رو چه دیدین...»پارک لارابعد از صبحونه، ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۴هوای کمپانی از همیش...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

فصل دومپارت دوم | دختری از ایتالیاروز بعد...خبر ورود دانش‌آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط