{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
من از امروز تا هـر روز
بہ اون چشمات وابستہ ام
بہ عشقت زندگے دارم
بہ عشقت بودم و هـستم
برام حل معمایی
اگر حتے ڪہ پیچیدہ است
نمیخوام لحظہ اے اینڪهـ
ببینم رفتہ اے از دست
شڪار خوب هـر لحظہ
قسم هـایے ڪہ بام داری
برات من عاشقے ساختم
بگو اینڪہ دوسم داری
فرار از درد بے درمون
ڪنار تو میسر شد
تو قلب و زیر و رو ڪردی
ڪہ هـر چے خواستے قلبت برد...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

عاشقانه های شبنم

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

پیمان نقره ای

My nurse

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

professor Riddle,p43

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط