زیاده خواه نیستم ..جاده ی شمال...یک کلبه ی جنگلی..یه میز

زیاده خواه نیستم ..جاده ی شمال...یک کلبه ی جنگلی..یه میز کوچیک چوبی با دوتا صندلی..کمی هیزم..کمی اتش..کمی تاریکی محض..مه جنگلی..کمی مستی ..کمی مهتاب..بوی یار و بوی یار و بوی یار... تو باشی و من باشم و هیچ ...دنیاهم ارزانی خودشان
دیدگاه ها (۳۸)

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

پارت ۴۴

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

هم‌سلولی خطرناک (part3)دختر یاد گرفته بود وقتی نگهبان با بی‌...

مافیای من

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط