#حداقل مواظبِ قهوه ات باش که از دهان نیفتد...

#حداقل مواظبِ قهوه ات باش که از دهان نیفتد...
من یک بار از چشمانت افتادم،برای هفت پشتم بس است...
#علی_قاضی_نظام
🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۱)

با تمام شهر جورم با تو جور دیگرمبا همه پر می گشایم با تو تنه...

فیک الماس در تاریکی‌ها ✨🖤قسمت اول: ورود پادشاه تاریکی‌هاساعت...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پارت ۵۳🌅 ویو آتکم‌کم آفتاب داشت پایین می‌رفت و آسمون نارنجی ...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

مربی موتور سوار

گاهی زندگی از ما فقط یک چیز می‌خواهد؛ صبر... ❤️صبر کنیم، نه ...

dark life = ۳۷

پنهان عشق

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط