*عشقه بچگی*

*عشقه بچگی*
«به تمامیه مسافرین این پرواز این هواپیما داره سقوط میکنه هر کاری میخواید تو لحظه های پایانیه زندگیتون بکنید بکنید»
برگشتم سمته جین، دوستی از بچگی عاشقش بودم فقط نمیدونستم چجوری بگم
*سوکجینا؟
با وحشت برگشت سمتم
•جانم
فرصت حرف زدن بهش ندادم دستاشو گرفتمو بوسیدمش
*سوکجینا نمیخوام فکرع بدی راجبم بکنی ولی خب اخره زندگیمه فقط خواستم یه بوسه با عشقه بچگیام داشته باشم:)
جین با بهت یکم نگاهم کرد دستامو ول کرد و از جیبش کلیداشو در اورد حلقه ی کلید رو جدا کرد
برگشت سمتم و دستمو گرفت
•از اونجایی که اخرین لحظه های منم هست(حلقه رو کرد تو دستم) ا. ت باهام ازواج میکنی؟
با بهت نگاهش کردم
*معلومه که اره:)
و دستمو کردم تو جیبمو حلقه ی کلیده خودمو جدا کردم کردم تو دستش
*سوکجینا تو چطور با من ازدواج میکنی؟
•معلومه که اره
دستامو گرفتو همو یکبار دیگه بوسیدیم
از پنجره پایینو نگاه کردم هنوزم فرصت داشتیم برگشتم سمتش
*قول میدی دنبالم بگردی؟
•قول میدم:)
دنیا تاریک شد درده زیادی حس نکردم ولی از اعماق وجودم ارزو کردم اون این درد رو هم حس نکرده باشه
حالا وقتش بود که دنبالش بگردم، مطمئنم پیداش میکنم:)




خب چطور بود؟ همین جوری الکی نوشتم قرار نیست وانشات بنویسم تو پیجم ولی از این به بعد از اینا مینویسم:)
دیدگاه ها (۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

My professorChapter:2Part:114یهو مچ دستمو کشید و صورتم محکم ...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

وقتی همسرت و استادت بود🩵پارت ۲حس کردم پاهام خالی شد و بعدش د...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 09""""""""""""""""""""...

چند پارتی (درخواستی

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

پارت ۶۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط