وقتشه برگردی خونه بابایی قسمت اول سر گذشت بابایی
"وقتشه برگردی خونه بابایی "
♡قسمت اول سر گذشت بابایی♡
در امپراطوری رانیا قهرمانی وجود داشت ادوین رایس قهرمان محبوب پر افتخار امپراطوری همه اونو دوست داشتن بانوان اشراف زاده زیادی به اون علاقه داشتن ولی ادوین عاشق دختر زیبای روستایی به نام گلوریا میشه اونا باهم ازدواج کردن همه چیز خوب بود تا اینکه شورشی ها علیه امپراطور قیام کردن اونا متقد بودن که امپراطور شایستگی نداره و باید از سلطنت کنار گیری کنه ازهمین رو اونا به سمت پایتخت هجوم آوردن و امپراطور ادوین رو برای سر نگون کردنشون میفرسته قرار بر این بود که ادوین همراه با افرادش یه حمله غافلگیرانه به مقر شورشی داشته باشن ولی شورشی ها از نقشه ادوین خبر دار میشن و اون رو شکست میدن اما خوشبختانه قهرمان جدیدی به نام کلود شورشی هارو سر نگون میکنه و امپراطوری رو نجات میده امپراطور به اون لقب نجات دهنده رانیا رو میده و بعد امپراطور ادوین رو احضار میکنه و میگه:
واقعأ ازت توقع بیشتری داشتم ادوین تو دیگه لیاقت قهرمان رانیا بودن رو نداری. ادوین یک شبه شهرت ابرو و افتخار شو از دست میده از این رو تصمیم میگیره دیگه هیچ وقت به خونه بر نگرده و در شهری دورافتاده به نام سایلس ساکن می شه از اون اتفاق هفت سال میگذره ،یعنی تغییری ایجاد میشه 🤔 توی قسمت بعد میفهمید😉
♡قسمت بعد ملاقات با بابایی♡
♡قسمت اول سر گذشت بابایی♡
در امپراطوری رانیا قهرمانی وجود داشت ادوین رایس قهرمان محبوب پر افتخار امپراطوری همه اونو دوست داشتن بانوان اشراف زاده زیادی به اون علاقه داشتن ولی ادوین عاشق دختر زیبای روستایی به نام گلوریا میشه اونا باهم ازدواج کردن همه چیز خوب بود تا اینکه شورشی ها علیه امپراطور قیام کردن اونا متقد بودن که امپراطور شایستگی نداره و باید از سلطنت کنار گیری کنه ازهمین رو اونا به سمت پایتخت هجوم آوردن و امپراطور ادوین رو برای سر نگون کردنشون میفرسته قرار بر این بود که ادوین همراه با افرادش یه حمله غافلگیرانه به مقر شورشی داشته باشن ولی شورشی ها از نقشه ادوین خبر دار میشن و اون رو شکست میدن اما خوشبختانه قهرمان جدیدی به نام کلود شورشی هارو سر نگون میکنه و امپراطوری رو نجات میده امپراطور به اون لقب نجات دهنده رانیا رو میده و بعد امپراطور ادوین رو احضار میکنه و میگه:
واقعأ ازت توقع بیشتری داشتم ادوین تو دیگه لیاقت قهرمان رانیا بودن رو نداری. ادوین یک شبه شهرت ابرو و افتخار شو از دست میده از این رو تصمیم میگیره دیگه هیچ وقت به خونه بر نگرده و در شهری دورافتاده به نام سایلس ساکن می شه از اون اتفاق هفت سال میگذره ،یعنی تغییری ایجاد میشه 🤔 توی قسمت بعد میفهمید😉
♡قسمت بعد ملاقات با بابایی♡
- ۶.۵k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط