{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شونزدهم

پارت شونزدهم



که یه هو ا.ت دارا رو دید و از پشت پرید بغلش که دارا دو متر پرید هوا

دارا: هییییییییییییننن چتهههه عهههههههه تویی ا.ت دیوونه دلم برات تنگ شده بود توله ( شما به بزرگی جین ببخشید نویسنده یزره بی ادبه)

ا.ت: منم دلم برات تنگ شده بود

دارا: الان حالت خوبه چرا چند هفتس نمی‌آییم مدرسه

ا.ت: خوب داستانش طولانیه

دارا: خوب می‌شنوم

ا.ت همه چیو مو به مو برای دارا تعریف کرد و تهیونگو و کوک و سوهو هم نشسته بودن و به حرفاشون گوش میدادن

ا.ت: آره خلاصه اول فک میکردم از این مافیا های بد جنس و مغرور باشه ولی آخرش دوس دخترش شدم

کوک: مغرور که بود تو از مغروری درش آوردی

دارا: عااااااا چه جالب (کلا من رو این کلمه قفلی زدم چه جالب) خوب بگو ببینم بلا چیکار داشتی با سه تا پسر کراش اومدی سر قرار


ا.ت: هووووووووو اون دوتا رو کاری ندارم ولی ته صاحاب داره هااااااااااااااااااا

دارا: خیلی خوب خلی خوب باشه بابا

ا.ت: کوک و نمیدونم وای سوهو قراره امشب خدا بخواد دوس دختر دار شه
ا.ت که میدونست هم دارا سوهو ر. دوس داره و هم سوهو اون ر. دوست داره یه نقشه کشید

ا.ت: عااااااا ببخشید یه لحظه کوک ته بیایین
کوک و ته رفتن دنبال ا.ت دم در کافه

ته: چیزی شده ا.ت

ا.ت: نه خوب ببینین اینجوریه که هم دارا سو هو رو دوس داره و هم سوهو دارا رو دوس داره ولی غرورشان اجازه اعتراف نمیده بهشون

کوک: اوخی

ا.ت: من یه نقشه دارم

ته: زیر لب آخ من قربون نقشه کشیدنت بشم

ا.ت: ته چیزی گفتی

ته: نه گفتم نقشه چیه

ا.ت: خوب ببینین ما باید این دو کفتر عاشق رو یه مهمونی به هم برسونیم خوب من ترتیب مهمونی رو میدم شمام یه دلیل برای مهمونی بیارید هردو رو ی جوری بیارید تو مهمونی خوب بعد تو مهمونی من دارا رو حسابی خوش تیپ میکنم و شمام خواستین به سوهو باشه خوب


کوک: ی لحظه من نفهمیدم اینا چجوری بهم اعتراف میکنن

ا.ت: من سوهو رو میشناسم تحملش کمه وقتی ببینه دارا خوب شده صد درصد یه اکسلعملی نشون میده ( بچه ها من نمیدونم درست نوشتم یانه شما ببخشید )
دارا هم اینجوریه که یه پسر بهش تیکه بندازه وا میره خوب

ته: خوب باید بگم نقشت بیسته پس فردا شروع عملیات

ا.ت: واییییییییییی خدا این دوباره کیوت شد بخدا میزنمتااااااااا
داشتن صحبت میکردن که ...............................




شلام من اومدم دوباره یه بار فایده نداره میدونم کصخل شدم خوب اینم پارت بعد دوستون دارم بای لایک و کام فراموش نشه💜💙
دیدگاه ها (۱۱)

تکپارتی جونگ کوک

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت. 27

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سناریو بونتن پارت۴

سناریو مایکی پارت۶

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط