▫️💠 هنگام صحبت با نامحرم سرش را

▫️💠 هنگام صحبت با نامحرم سرش را
پایین می انداخت.
حجب و حیا در چهره اش موج می‌زد.
وقتی برای کمک به مغازه پدرش می‌رفت
اگر خانمى وارد مغازه می‌شد کتابی در
دست می‌گرفت سرش را بالا نمی آورد و
می‌گفت: «پدر شما جواب بده...»
شهید#سیدمجتبی_علمدار🕊🌹
#شهدا_شرمنده_ایم
دیدگاه ها (۰)

ات با ترس دست پدرش رو گرفت.ـ بابا، باید چی‌کار کنیم؟!پدرش دس...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 27مینهو با شنیدن حرف‌های سونگ‌چول، ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

جنگل نفرین شده پارت ۱۳

و قلبم دوباره تپیدpart: 4 ...

Last leaves/رمان جیمین

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۴بعد از ناهار، چهار امگا به سمت کلاس ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 41هوسوک وارد اتاق شد.پادشاه روی تخت ...

𝖕𝖆𝖗𝖙13صبح، مارال از خواب بیدار شد. بدنش درد می‌کرد. روی بازو...

چند پارتی جیمین پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط