یارو ساعت 6 صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد .

یارو ساعت 6 صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد .
من : بله؟
یارو : این کیا اسپورتیج که جلوی پارکینگ پارک کرده مال شماست؟
من : نه
یارو : دلت بسوزه . مال ماست.
من : :O
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲روز بعد/۸ صبحوقتی از خواب بیدار شدی سمت هوسوک خالی بود...

#تکپارتی_هیونجینهیونجین دوست پسر سوری بود. یه رابطه ای که هم...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part41پس الان وقتش بود_چون از رفتارت خوشم نمی...

برده عمارت جئون

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

پارت ۲

فیک تهیونگ

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط