پارت ۱۳

+چ..چی چرا داری چرت و پرت میگی اینم دروغ جدیدته مگه نه؟بابای من همچین ادمی نیست اون نمیتونه اینکارو بکنه این حقیقت نداره تو حق نداری راجب پدرم اینطوری حرف بزنی نمیتونی میفهمیییی(گریه)

_بغلش کردم و گفتم : متاسفم ولی این حقیقت داره

+ حتی اگه حقیقت داشته باشه هم من این وسط هیچکاره بودم حق نداشتی انتقامتو از من بگیری حق نداشتی این کارو با من بکنی پدر من مرده بود

_بیشتر تو بغلم فشردمش و گفتم : متاسفم من متوجه اشتباهم شدم وقتی تو توی اتاق عمل داشتی با مرگ دست و پنجه نرم می کردی من توی راهروی های سرد بیمارستان فهمیدم که چقدر عاشقتم من بدون تو نمیتونم زندگی کنم حتی بدون تو نمیتونم یه دقیقه هم بمونم ا.ت خواهش میکنم ازت یه شانس دیگه بهم بده فقط اینبار لطفا.

+قطره های اشک رو روی صورتم حس میکردم دیگه نمیتونستم تحمل کنم منم دوسش داشتم هرکاریم میکرد من عاشقش شده بودم منم بغلش کردم و گفتم : لطفا دیگه اینبارو از انتخابم پشیمونم نکن

_قول میدم قول میدم که پشیمون نشی خیلی دوست دارم

+منم
بعد گفتن این حرف حلقه‌ی بازو هاشو تنگ تر کرد دیگه احساس میکردم دارم خفه میشم

+ت..تهیونگ داری خفم میکنی

_ببخشید یه لحظه هیجان زده شدم بریم بخوابیم دیر وقته

+با هم؟

_آره مگه چشه به هر حال که همسر آیندم به حساب میای خانم کیم ا.ت

+باشه من که حرفی ندارم
دستشو دراز کرد و منم دستشو گرفتم و رفتیم به سمت اتاقمون تهیونگ روی تخت دراز کشید

_خوب بیبی گرل نمیای بغلم

+بنظرت یکم زیادی نیست؟

_نه اتفاقا کمم هست قراره کارهای دیگه‌ای هم انجام بدیم(خنده شیطانی)

+خیلی منحرفی مستر کیم

_حالا ولش کن زود باش بیا منتظرما

+باشه هر چی تو بگی ببر کوچولو

_ببر کوچولو؟

+آره تو ببر کوچولوی خودمی
بعد گفتن این حرف خوابیدیم

صبح ا.ت ویو:
صبح با احساس خفگی بیدار شدم دیدم تهیونگ طوری سفت بغلم کرده که انگار میخوام فرار کنم آروم دستاشو باز کردم و بلند شدم دست و صورتمو شستم و رفتم پایین تا صبحونه درست کنم داشتم پنکیک میپختم که دستی دور کمرم حلقه شد
+هی دیشب سیر نشدی کم مونده بود خفم کنی

_نه سیر نشدم هیچوقتم قرار نیست سیر شم حالا داری چیکار میکنی؟

+دارم پنکیک درست میکنم و الانم کرم ریزیم فعال شده

_یعنی چی

+از مواد پنکیک یه مشت برداشتم و...

شرایط پارت بعد:
۲۰ لایک
#کره_جنوبی #فیک_جونگ_کوک #فیک_تهیونگ #فیک #تهیونگ #جونگ‌کوک‌ #نامجون #شوگا #موسیقی #کلیپ #جیهوپ #جین #خاص #بی‌تی‌اس #army #bts #سیاره_آرمی #بلک‌پینک #بلینکی #سیاره‌بلینکی #لیسا #جیسو #رزی #جنی #blackpink #کیپاپ #فیک‌بلک‌پینک #موزیک_ویدیو #بیوگرافی #آیدی #آیدل #ایده #عکس_پرفایل #سناریو #رقص #فیلم #سریال #v #تهکوک #ویمین #موچی #rm #آرمی #نفربعدی_درکار_نیست #ما_پشت_بی‌تی‌اس_هستیم #هیتر
دیدگاه ها (۱۲)

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

سناریو کازتورا پارت اخر

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

سناریو هانما پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت ۲

سرنوشت پارت(۱۱)

سناریو میتسویا پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط