عاشقانه

شراب می‌دهند، هان! دو دست را سبو بگیر
دو دست را بلند کن، بلند شو وضو بگیر
سبو وضو گرفته با شرابِ سرخِ چشم تو
وضو گرفته با شرابِ نابِ سرخِ چشم تو
بیا و سُرمه‌ای به سایه‌های پلکِ شب بکش
و سرخی انار را به لب بزن، به لب بکش
عَبیر و مُشک و عود را سپندِ دانه‌دانه کن
چراغِ داغِ باغ را تجلّیِ جوانه کن
طلوعِ دَفّ شمس را به صبحِ من غزل بگو
دو بیت از شکر بخوان، سه مصرع از عسل بگو
دیدگاه ها (۰)

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

ابلیس

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط