{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

unexpected love 🤎 ☕️

unexpected love 🤎 ☕️
عشق غیره منتظره 🤎 ☕️
انچه گذشت
توی اتاق کارم بودم که
part ²⁸
ته ویو
که برای گوشیم پیام اومد
تبلیغاتی بود

پیام:بیا تو برنامه***انلاین خونه برای مسافرتت رزرو کن
اول اومدم رد کنم اما چراغ بالای سرم روشن شد و یه فکری به سرم زد با ات بریم بوسان
_ات؟
+جانم؟
_میای یه لحظه
+اومدم
+جانم؟
_ات نظرت چیه بریم بوسان چند روز بمونیم
+باشه بریم
_اخ جون
+پس من برم
_کجا؟
+وسایل هامون رو جمع کنم
_ب*وس من چی میشه
+مسخره (میره و یه ب*وس سطحی به ل*ب تهیونگ میزنه )
+خب مستر کیم الان میتونم برم؟
_بله خانم کیم
+🤭
ات رفت منم از همون برنامه یه اتاق توی یکی از هتل ها رزرو کردم (عکس اتاقشون رو میزارم)
که کوک زنگ زد
×سلام داداش چطوری
_سلام مرسی تو خوبی
×خوبم قربونت چه خبر هیونگ؟ چیزی دست گیرت شد؟
_اره
×خب بگو میشنویم
_مگه دیگه کی اونجاست؟
×جیمین هیونگ هم هست
٪سلللللللللللام
_سلام
٪خب بگو دیگه مردم از فضولی
_(تعریف ماجرا)
×عووو چه عاشقانه
_راستی امروز هم می خوایم با هم بریم بوسان
٪عووو به سلامتی خوش بگذره
_قربونت فعلا
×٪بای
ات ویو
تهیونگ گفت بریم بوسان پس باید وسایل هارو جمع کنم که میونگ زنگ زد
(همه حرف هایی که جیمین و تهیونگ و کوک زدن
ات و میونگ هم میزنن و ات ماجرا رو براش تعریف میکنه)
بعد از حرف زدن با میونگ وسایل هارو جمع کردم و شروع کردم به حاضر شدن که ......
دیدگاه ها (۲)

پارت۴

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

پارت ۴

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط