زمستان، است . آخرین هقهقه های سال مقدس .

زمستان، است . آخرین هقهقه های سال مقدس .
شب های غربت یکی یکی می روند
و تو می مانی
و خلوت باران
و کمی آن طرف تر یادگاری های یک شب بارانی .

#songs #rezasadeghi #shab #baran #
دیدگاه ها (۱)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

با کوتاه‌تر شدن روزها و نزدیک شدن زمستان یخی، یکی از چشمگیرت...

قسمت هشت

به یاد سولی عزیزم در سالگرد پروازش می گویند مرگ پایان زندگی ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

p24× تو حتی نمی‌دونی اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، تهیونگ.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط