{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی عاشق شوهر خواهرتی

وقتی عاشق شوهر خواهرتی
part²⁵
لیسا: ا/ت من شمارو دعوت کردم که یه خبریو بهتون بدم
ا/ت: چه خبری
لیسا: راستش.... راستش من حاملم(نقطه نشانه مکثه)
ا/ت: چیییییی
لیسا: هیس.. ساکت شو الان میشنون
ا/ت: باشه باشه
قهوه هارو درست کردیم و شیرینی هاروهم بردیم
تا خواستیم بشینیم زنگ خونه به صدا در اومد
لیسا: مامان و بابان من میرم درو باز کنم
جین: وایستا منم بیام
لیسا و جین رفتن برای استقبال مامان و بابا
منو جیمین هم بلند شدیم
مامان و بابا به همراه جین و لیسا امدن تو سالن پذیرایی
جیمین و ا/ت: سلام خیلی خوش امدین
هایلیم وجانوو: سلام دخترم، سلام پسرم
همه نشستیم رو مبلا که لیسا برای مامان و بابا قهوه اورد
همون لحظه لورن و جی وون از پله ها دویدن پایین
ا/ت: بچه ها اروم تر میخورین زمین
جی وون و لورن: مامان بزرگگگ بابا بزرگگگ(با جیغ و داد و خوشحالی)
سریع پریدن بغل مامان و بابا
هایلیم: نوه های خوشگلم الهی قربونتون برم من
بابا ازتو جیبش دوتا ابنبات چوبی بزرگ در اورد و داد به بچه ها
جانوو: بفرمایید خشگلای من
جی وون و لورن: ملسی بابا بزرگگ
بچه ها سریع رفتن پیش باباهاشون تا ابنباتارو براشون باز کنن
داشتم با لبخند به بچه ها نگاه میکردم که لیسا گفت


کیوتا لطفا لایک کنید💜
دیدگاه ها (۸)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

رمان

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

متیو و دختری از جنس دریا p3

عشق بی پایان

پارت 2در باز شد و نامجون سرشو آورد داخل. یه پاکت خریدمجله‌ای...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

Kim v

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط