وقتی عاشق شوهر خواهرتی

وقتی عاشق شوهر خواهرتی
part⁷
هایلیم(مامان ا/ت): ا/ت دیشب کجا بودی گوشیت چرا خاموش بود
به دروغ گفتم: خونه هیونا بودم  داشتیم درس میخوندیم گوشیم شارژش تموم شد شارژر هیونا هم به گوشیم نمیخورد
هایلیم: باشه ولی دیگه بی خبر نزارمون نگرانت بودیم
ا/ت: چشم مامان جان
لیسا از پله ها امد پایین و صبح بخیری به همه گفت
ا/ت: لیسا بعد صبحونه بیا اتاقم کارت دارم
لیسا: اوکی
بعد صبحونه رفتم طبقه بالا تو اتاقم، چند لحظه بعد در اتاقم به صدا در اومد با بیا تو من لیسا وارد اتاقم شد
لیسا: چیشده ا/ت چیکارم داشتی؟
ا/ت: ببین لیسا امم خیلی برام سخته که بگم ولی مجبورم
لیسا: دختر جون به لب شدم بگو دیگه
ا/ت:دیروز جین باهام تو یه کافه قرار گذاشت و بهم گفت....بهم گفت عاشق توعه
یه لحظه خوشحالی رو تو چشماش دیدم، ولی در آنی از لحظه نگاهش رنگ غم گرفت
لیسا: اما، اما تو که عاشقشی
ا/ت: چه میشه کرد، نمیتونم مجبورش کنم عاشقم باشه که
تو ام دوستش داری اره؟
لیسا: اممم خب چطور بگممم راستش،اره دوستش دارم، اما وجدانم نمیذاره وقتی خواهرم عاشق یه پسره من برم باهاش
ا/ت: نگران من نباش شماره جین رو بهت میدم بهش زنگ بزن


من دستم میشکنه پارت طولانی مینویسم براتون بعد شما یه لایک کامنت برام نمیزارید؟
حداقلا کامنت بزارید نظرتونو بگید درباره این پارت🥺
دیدگاه ها (۱۵)

اون حتما بهتر از منه.....

عشقا سریال خیلی خوبیههه خیلی عالیه حتما ببینیدچینیهنام: دختر...

جوریکه کوکو مواظبشه🥺 چرا ما یکی که مثل جونگ رو نداریممم؟

یونگی اکشن دوست داره

love Between the Tides²⁵چند دقیقه بعدم: چیکار میکنی؟ ا/ت: هی...

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

love Between the Tides²⁴تهیونگم: خوش گذشتتهیونگ: آره خیلی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط