خورشید به آغوش دریا رفت. آسمان کم کم تاریک شد و شب از را
خورشید به آغوش دریا رفت. آسمان کم کم تاریک شد و شب از راه
رسید.انگار یک نفر آسمان را رنگ کرده و با برس ذرات رنگ سفید را در تابلو
می زند.آهای !تو چرا بعضی وقتها ستاره ها را نقاشی نمی کنی؟! چرا یادت
میرود؟! چرا حتی گاهی فراموش می کنی آن نقطه بزرگ و درخشان را توی
یکی از تابلوهایت نقاشی کنی؟ بعضی وقتها هم تا می خواهد یک ستاره
نقاشی بکند ویــــــــــــــــــــــژژژ! برس از دستش در میرود و یک ستاره با
دنباله از تابلو می افتد و نمی دانم کجا می رود!!!!؟راستی شما تا به حال
دنبال این چیزها رفته اید؟ یک وقتهایی هم می آید و چند تا رشته نور
درخشان توی تابلویش نقاشی می کند.خیلی دلم می خواهد بدانم که چرا
تابلوهایش تمام نمی شود!! کم کم تابلویش را عوض میکند و با رنگهای
سفید - آبی - زرد - و بقیه دوستان رنگی تزئین میکند نقطه ای درخشان را
هم زرد می کند و یک لبخند زیبا برای آن میکشد و روز دوباره شروع شد......
رسید.انگار یک نفر آسمان را رنگ کرده و با برس ذرات رنگ سفید را در تابلو
می زند.آهای !تو چرا بعضی وقتها ستاره ها را نقاشی نمی کنی؟! چرا یادت
میرود؟! چرا حتی گاهی فراموش می کنی آن نقطه بزرگ و درخشان را توی
یکی از تابلوهایت نقاشی کنی؟ بعضی وقتها هم تا می خواهد یک ستاره
نقاشی بکند ویــــــــــــــــــــــژژژ! برس از دستش در میرود و یک ستاره با
دنباله از تابلو می افتد و نمی دانم کجا می رود!!!!؟راستی شما تا به حال
دنبال این چیزها رفته اید؟ یک وقتهایی هم می آید و چند تا رشته نور
درخشان توی تابلویش نقاشی می کند.خیلی دلم می خواهد بدانم که چرا
تابلوهایش تمام نمی شود!! کم کم تابلویش را عوض میکند و با رنگهای
سفید - آبی - زرد - و بقیه دوستان رنگی تزئین میکند نقطه ای درخشان را
هم زرد می کند و یک لبخند زیبا برای آن میکشد و روز دوباره شروع شد......
- ۲.۱k
- ۰۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط