روزی روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت..

روزی روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت..
زاغ گفت اونجا آنتن نمیده...
بده بالای درخت برات بگیرم
روباه گوشی رو انداخت
زاغ گفت: این جای پنیری که دوم ابتدایی ازم دزدیدی! 👍 😄
دیدگاه ها (۲)

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 15جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی رسیدن ی...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

پارت ۴۳

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

مافیای من

dark life = 30

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط