&بس کنید همین الان (با داد )

&بس کنید همین الان (با داد )

نگاهای سنگین مردمو روی خودم حس میکردم اما چه میشه کرد

&اونقوت میگید ما تقصیری تو زندگی ات نداریم و فلان و فلان

متوجه هستید دارید اونو ذره ذره از درون نابود میکنید هم برادر هم پدر هم پسر

بخاطر غیرتی بودنشون دهن کل خاندان و سرویس کردن

بنظرتون ات چرا الان خونه منه خسته شده دیگه نمیتونه این همه مسئولیت سنگینی

که روی دوشش هست رو به عهده بگیره

انقدر بی درک و فهمید شماها تو که برادرشی تهیونگ بخاطر خصومت شخصیت با جونگکوک

داری باعث میشی خواهرت صدمه ببینه

و تو جونگکوک بخاطر مغرور بودنت داری زندگیه خودتو ات بچت رو نابود میکنی

کمی فکر کنید میفهمید که فقط ات مقصر نیست

مقصر اصلی شما سه تا ها هستید

×تو راست میگی ملیسا

-

&تو نمیخوای چیزی بگی جونگکوک اخر این خانواده از هم میپاشه اگه اینجوری ادامه پیدا کنه همین الان با من میاید میریم خونه من

از ات عذر خواهی میکنید وخصومت شخصیتون رو برطرف میکنید اوکی

-اوهوم باشه ولی من با این یارو هیچ حرفی ندارم

×تازه طلب کارم هست آشغال

&همین الان چی گفتم

×باش معذرت میخوایم

&کسی که باید ازش معذرت خواهی کنید ات هست نه من حالا بیاید بریم

نکته کوک وملیسا خیلی صمیمی نیستن اما ملیسا با تهیونگ چراا صمیمین

پارت 3
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی تولدت بودو..

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

🖤 مافیای منقسمت ششم | شکات با همان حالت لجبازانه جلوی در ایس...

سناریو قفل آبی

Destiny part 20

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

مافیای من

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

THE FIRST KISSPART: 10ویو تهیونگ: ات از اتاق رفت بیرون اون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط