Kim Mansion
part:10
ـ گوکی بابا بزرگ داره پنکیک درست میکنه نمیخوای بیای بخوری؟
ـ نه
گوکی از صبح از اتاقش بیرون نرفته بود و روی تختش بودو همین بقیه رونگران می کرد
سونگمین داشت تلاش می کرد تا بیاد و از پنکیک های بابابزرگ بخورن ولی انگار گوکی از دیشب فکرش پیش ته ته مونده
.
.
.
.
شب شده بود و ساعت یازده بود یعنی وقت خواب
گوکی اروم اروم سمت حیاط پشتی رفت دید که یه مرد داره یه سگ شکاری گنده رو ناز می کنه وقتی سگ گوکی رو دید براش پارس برد و گوکی از ترس به گریه افتاد اون مرد به سمتش امد و وقتی امد جلوی نور اون یه مرد نبود اون ته ته ی گوکی بود
ـ ته تههههه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
بچها ببخشید یکم دیر و کم پارت میدم رفتم ناخن گذاشتم ولیخیلی درازن و کار باهاش سخته 😂به بزذگی خودتون ببخشد
دوستون دارم✨
مواظب خودتون باشی 😽
ـ گوکی بابا بزرگ داره پنکیک درست میکنه نمیخوای بیای بخوری؟
ـ نه
گوکی از صبح از اتاقش بیرون نرفته بود و روی تختش بودو همین بقیه رونگران می کرد
سونگمین داشت تلاش می کرد تا بیاد و از پنکیک های بابابزرگ بخورن ولی انگار گوکی از دیشب فکرش پیش ته ته مونده
.
.
.
.
شب شده بود و ساعت یازده بود یعنی وقت خواب
گوکی اروم اروم سمت حیاط پشتی رفت دید که یه مرد داره یه سگ شکاری گنده رو ناز می کنه وقتی سگ گوکی رو دید براش پارس برد و گوکی از ترس به گریه افتاد اون مرد به سمتش امد و وقتی امد جلوی نور اون یه مرد نبود اون ته ته ی گوکی بود
ـ ته تههههه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
بچها ببخشید یکم دیر و کم پارت میدم رفتم ناخن گذاشتم ولیخیلی درازن و کار باهاش سخته 😂به بزذگی خودتون ببخشد
دوستون دارم✨
مواظب خودتون باشی 😽
- ۱۰.۸k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط