{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شهید" می نامند تو را،

"شهید" می نامند تو را،

.

به گمانم اگر روحت را هم بدهی شاید...!

.

و من احساس میکنم

.

اینجا و در این سرزمین

.

دختران زیادی هستند که هر روز،

.

پشت سنگر سیاه ساده ی سنگین خود

.

دفاع می کنند از نجابتشان

.

و هر لحظه شهید می شوند انگار!

.

پس"شهید زنده" حواست به حجابت باشد...
دیدگاه ها (۴)

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

سلام به همه همراهان عزیز

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 3 | آخرین مبارزهصدای درگیری هنوز از بیرون می‌اومد.بو...

#ددی_من | قسمت دوم: مدیر جدیدهمهمه و سروصدا توی راهروهای دبی...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط