فیک«دختر کوچولوی من»فصل دو part 16

ته: خب خب بنظرت حس بقیه چیه که بهترین و جوانترین بازیگر داره به این شو میره…(همزمان با گفتن کمربند ات رو میبنده)
ات: تهیونگ این جایزه الکی ای نیست اگه بتونم بگیرمش‌ خیلی خوب میشه
ته: به خودت اعتماد نداری؟معلومه که میبریش
ات: امیدوارم
ته:(ماشینو روشن میکنه و میرن سمت شو)
نیم ساعت بعد:
ته: خب رسیدیم(کمربند خودشو ات رو باز میکنه)
ات: مرسی
ته: بریم..دستمو بگیر
ات: تهیونگ همه فکر میکنن منو تو خانواده ایم…اگه شایعه قرار گذاشتن بیاد چی
ته: ببخشید…حواسم نبود
ات: بریم(با لبخند)
راوی:
ات و تهیونگ میرن سمت سالن به محض وارد شدن ات همه شروع میکنن به دست زدن تهیونگ هم روی صندلی میشینه…ات میره سمت اتاق پست صحنه برای اماده شدن و میکاپ…بعد تقریبا ۱۵ دقیقه کار میکاپ ات تموم میشه و بازیگر ها همه میان روی صحنه و با تعظیم و ادای احترام سلام میکنن…
مجری: خیلی ممنونم از حضورتون…تا دقایقی دیگه برنده جایزه”بهترین بازیگر جوان”اعلام میشه…لطفا خودتون رو معرفی کنید
بعد چند دقیقه نوبت به ات میرسه:
ات: سلام…من کیم ات هستم ۱۸ سالمه(چون هنوز تولدش نشده)و از اینکه زحمت کشیدید و تا اینجا اومدید ممنونم(کمی خم میشه)
مجری: بسیار ممنونم
چند دقیقه بعد:
مجری: خب ما اینجا ۲۶ بازیگر جوان داریم…که هرکدوم مهارت های خاصی دارن و اما کی برنده ی امشب ما میشه؟
مجری اصلی:….



بچه ها بنظرتون جواب مجری چیه؟
و بچه ها در ضمن فیک بعدی یا شایدم بعدتر قراره یه فیک تهکوک خفن داشته باشیم تهکوکرای عزیز منتظرش باشید(با کمک دوستم نوشتمش و اون یکی از نویسنده های واتپده خلاصه که فیک خیلی باحالیه🐰)
دیدگاه ها (۱۰۴)

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

مربی موتور سوار

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

#برادر ناتنی من

گل خونی پارت 49تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو می...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط