{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش و آب و آبرو با هم.

آتش و آب و آبرو با هم.
هر سه گشتند. در سفر. همراه.

عهد کردند. هر یکی گم شد. 
با نشانی ز خود. شود پیدا. 

گفت آتش. به هر کجا دود است. 
میتوان یافتن. مرا آنجا. 

آب گفتا. نشان من پیداست. 
هر کجا باغ هست و سبزه بیا. 

آبرو رفت و گوشه ای بگرفت. 
گریه سر داد. گریه ای جانکاه. 

آتش آن حال دید و حیران شد. 
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا. 

گفتش آتش. که گریه ی تو ز چیست ؟
آب گفتا. بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه ای به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت. محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا
دیدگاه ها (۱۶)

عطرخدا، حرفهایی از جنس آرامشامروز ... سازت اگر عشق بنوازدهمه...

پروردگارا! با اولین قدم هایم بر جاده های صبح، نامت را عاشقان...

خداوندا ...تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستممبادا گم کنم...

زمزمه_ها_ی_زیبای_خدا_با_انسانماه من!غصه چرا؟؟!آسمان رابنگر ک...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۰

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط