سناریو(درخواستی):

سناریو(درخواستی):
وقتی یکی بهشون سنگ پرت می‌کنه و تو با اون دعوای لفظی می‌کنیم و ادیتش همه جا پخش میشه:

نامجون : من از اینکه ازم دفاع کردی ممنونم ولی کاش خودتو وسط اون دعوا نمی‌نداختی اگه اتفاقی برات می‌افتاد من هیچ وقت خودم و نمیبخشیدم

جین : همه دارند درباره ویدیوها حرف می‌زنند ولی من فقط به یه چیز فکر می‌کنم اینکه تو بدون ذره‌ای جلوی اون وایسادی

شوگا : وقتی دیدم روبروی اون وایسادی و ازم دفاع کردی فهمیدم چقدر خوش شانسم که تو رو دارم

جیهوپ : لازم نیست برای ثابت کردن عشقت با کسی بجنگی من از قبل می‌دونستم که چقدر عاشقمی

جیمین : دیدم چطور ازم دفاع کردی راستش اون لحظه بیشتر از اینکه به خودم فکر کنم ترسیدم نکنه به تو آسیب برسه

تهیونگ : اون ادیت‌ها را فراموش کن ولی کاری که امروز برام کردی هیچ وقت از یادم نمیره

جونگ کوک: تو همیشه بدون فکر خودتو سپر من می‌کنی ولی من نمی‌خوام هیچ وقت به خاطر من به خطر بیفتی

نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۴)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³²ویو: اتاز وقتی برگشته بودیم...تق...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط