{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p8

ته:باشه دیگه یه کاری بود بزرگش نکن
ب:من یه حرفی بود گفتم توهم بگیر
ته:اهم بریم کمی دور دور
ب:واقعا؟
ته:اره
ب:کجا میریم
ته:نمیدونم ماشین هرکجا بره ماهم‌میریم
ب:مسخره نکننن بگو کجا میریم؟
ته:میبرمت‌ قبرستون
ب: تو این وقت؟
ته:دقیقا(پوزخند)
ب:منو نترسون ته
ته:ته؟
ب:منظور تهیونگ
ته:تهیونگ؟
ب:کیم
ته:کیم؟
ب:اقای کیم؟
ته:خیرررر بهم باید ارباب بگی ارباب
ب:😐😑
ته:باشه بابا از شوخی هم نمیفهمه
ته:میبرمت سینما
ب:هوووراااااا
ته:(چقدر کیوته ابلفضضض(تو دلش))
ته:
رسیدیم سینما که بدو رفت پیش اون عکسا
ته:کدوم رو میخوای بببنی
ب:امممم نمیدونم
ته:بیا اینو نگاه کنیم
ب:این ترسناکه ها
ته:خو که چی میترسی؟
ب:نه نه منو ترسیدین ههه
ته:پس بیا بریم ببینیم خانم نترس
ب:باشه من میرم جا پیداکنم توهم حلش کن
ته:باشه بلیطارو میگیرم و میام
ب:
رفتم جا پیدا کردم که ...کوک؟
ته:بلیطارو گرفتم و دوسه تاهم پاپ کرن فلان خریدم و اومدم پیشش نشستم که با ترس و شک داشت یکیرو نگا میکرد وقتی رفتم جلوتر... کوک؟
ته:
بی صدا نشستم کنار بندایا
ب:
فیلم خیلی ترسناک بود فیلم که تموم شد به تهیونگ نگاه انداختم چشاش رو بسته بود یعنی خوابه؟چقدرم جذابه این بشر
ب:ته؟تهیونگ؟تهیونگی
ته:چشام رو بسته بودم و نمیدونم چیشده بود که خوابم برده بود با صدا زدنای یکی بیدار شدم وقتی برگشتم با بندایا دقیقا ۲ سانتی فاصله داشتیم دوتامونم شکه بودیم‌حتی اگه میخواستیم حرف بزنیم لبامون بهم‌میخورد‌....
ب:همینجوری مونده بودیم که به خودم اومدم و فاصله گرفتم
ته:رو لبت یه چیزی هست
ب:....

به حاطر شوگا گذاشتم رو نقط ضعفم دست نزنیننننن😑خلاصه تا شب دیگه نگین بزار شب میزارم😂💋
دیدگاه ها (۶۱)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

........//برده ی زیبا//.......

مربی موتور سوار

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط