🐣 سناریو BTS 🐣

🐣 سناریو BTS 🐣


موضوع: وقتی به عنوان زن حاملشون که عضو هشتمی میری اجرا🤰💃



نامجون: مگه من اون کتاب مراقب های بارداری رو بهت ندادمممممم ( داد )
ا/ت: چ.چرا خوندمش
نامجون: پس چرا اومدی اجرا کردی اگه بلایی سر تو یا بچه می یومد چییی ( عصبی ؛ سعی در اروم بودن )😠😤



جین: با این کارت می خواشتی به چی برسی ها جواب بدهعهههه ( عربده ) ت.تو می دونی من جقد عاشق بچه هام چرا می خواستی این رو ازم بگیری ( ناراحت ، بغض )
ا/ت: سوکجینا به خدا اشتباه کردم خواهش می کنم باهام قهر نکن😨🥺



جی هوپ: ازت انتظار نداشتم این کارو بکنی من جلوی اون همه ادم ازت خواهش کردم واسه این اجرا نیای ولی تو غرور منو زیر پاهات له کردی😓💔



شوگا: اگه بلایی سر اون بچه یا خودت می یومد دیگه منو هیچ وقت نمی دیدی☹🖤



جیمین: ( بدون حرفی چند روز میره از خونه بیرون و نمی یاد خونه 😒😢 )



تهیونگ: ( یکی میزنه تو گوشت ) اینو زدم که بفهمی نباید بخاطر لجبازی جون کسی رو حتی بچه ات رو به خطر بندازی😡👿



جونگ کوک: یک هفته!!
ا/ت: چی؟؟
جونگ کوک: یک هفته بهت وقت میدم!! خوب بهش فکر کن که واقعا می خوای مادر بشی یا نه اگه خواستی که هیچ اما اگه نخواستی میریم سقطش می کنیم ولی دیگه این بچه بازی هارو در نیار. ( عصبی ؛ ناراحت )
ا/ت: ج.جونگ کوک م.من متاسفم ( گریه ، ناراحت )
جونگ کوک: ( بغل کردن ا/ت ) 🥺❤
دیدگاه ها (۳)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط