{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی؟

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی؟
وان شهِ بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی؟

دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش
گفتم: مِی نمی خورم گفت: مکن، زیان کنی!

گفتم: ترسم اَر خورم شرم بپّرد از سرم
دست برم به جعد تو، بز ز من کران کنی

دید که ناز می کنم، گفت: بیا عجب کسی!
جان به تو روی آورد، روی بدو گران کنی؟

با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم
خاصبک نهان منم، راز ز من نهان کنی؟

گنج دل زمین منم، سر چه نهی تو بر زمین؟
قبله آسمان منم، رو چه به آسمان کنی؟

دیدگاه ها (۱)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

تصادف با ماشین باجی.

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط