ادامه پارت۱۶

= میشه بگید امروز چه خبرتون بود که صداتون کل عمارتو برداشته
بود تمام خدمت کارا و کسایی که ای نجا کار میکنن خبر دار شدن
ایکا با صدایی شرمگین گفت:
_ ببخشد پدر تقصیر من بود
که لوکا صداش باال گرفت
+ معلومه که تقصیر توعه
صدای پدر ا یکا بلند شد
= بس کنیددددد
= من شنیدم چه اتفاقی افتاده و فکر نمیکنم مشکل بزرگی باشه
ناگهان سرمو باال آوردم
یعنی چی؟
اتفاق بزرگی نیستتتتتت
چشمای اشکیمو به ایکا دوختم واسه یه لحظه حس تنفر بهم دست داد
لوکا صداشو برد باال
× منظورت چیه پدرررر تجاوز از نظر شما چیز بزرگی نیست
= بس کن لوکا این دونفر باهم زن وشوهرن و فکر کنم این چیزا بین
زن و شوهرا عادی باشه
و تو لوکا بهتر دیگه دخالت نکنی
× اما
= اما و اگر نداره
برید به کار تون برس ید
نمیشد من نمیتونستم برگردم به اون اتاق نفرین شده
چقدر دلم برای خانواده ام تنگ شده بود
برای بغالی گرم مادرم
برای پدرم
برای داداش کوچولوم
دلم طاقت نیاورد
دنبال پدر ا یکا رفتم و صداش کردم برگشت و نگام کرد
= کارم داری؟
سری تکون دادم
+ میتونم یه چند روزی برم و خانواده مو بب ینم
کمی مکث کرد
= اره م یتونی
با ذوق توی چشماش نگاه کردم
ولی فقط یه جمله کافی بود تا تمام خوشحالیم بپره و ناپدید بشه
= اما فقط با شوهرت
دیدگاه ها (۱)

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part¹: ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

love Between the Tides⁵⁵م: بیا عزیزم اینجا بشینتهیونگ و یونا...

آتیشی که از بارون شروع شد part 47ویوی جونگکوکسوار ماشین شدیم...

پارت 12 فصل 2مکس : باشه موفق باشی ا/ت : ممنونم ا/ت ویو کارام...

My king

# رز _ سیاه PART _ 21تهیانگ: وقتی به مقصد رسیدیم پیاده شدم.....

پارت 26 فصل 2 دزد پنهان کورالین : خیلی ازت ممنونم پدر جین : ...

از نفرت به عشق P1

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت دو ویو.عمارت مین....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط