#steight

#steight
#سناریو
وقتی چشمات رنگی بود و لنز میزاشتی تا اینکه میفهمن چشمات آبی کم رنگه
rm :
ا.ت واو عجب چشمهای داری
JN:
واو ا.ت هندسام شدی البته هنوزم به پای من نمیرسی
JM:
ا.ت تو چشم های به این زیبایی داشتی من نمیدونستم
V:
ا.ت فکر کنم دوباره عاشقت شدم
j-hope:
ا.ت عزیزم تو که چشم های به این زیبایی داشتی چرا لنز میزاشتی
Suga:
ا.ت این رنگه چشمهای خودتی چقدر قشنگه
JK:
ا.ت عجب لنز طبیعی زدی قشنگی زدی بهت میاد
ا.ت :جونگ کوک این رنگه چشمهای خودمه
چرا دورغ میگه
ا.ت :من دروغ نمیگم اینا رنگه چشمهای خودمه
نه نیست
ا.ت : هست
نیست
ا.ت:هست
نیست
(این داستان ادامه دارد تا وقتی که کوکی باور کند)
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟼 | صدای قلبیک هفته بعد.بالاخره روز ارائه‌ی پروژه...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 1 — یک عصر معمولیصدای برخورد وزنه‌ها با زمین، ...

میبخشی پارت ۴

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط