#سناریو #درخواستی

#سناریو #درخواستی
وقتی مامانشون خونتون هست و اصلا نمیتونین باهم تنها باشین
ات:‌ نامجون بیااا
نامجون: جانم بیب
ات: میشه به مامانت بگی زودتر برهههه؟!
نامجون چشمم
ات: جینننن
جین: جانم
ات: چرا مامانت نمیزاره تنها باشیمم؟!
جین: نمیدونم
ات: شوگاا بیااا
شوگا: جانم گرل
ات: مامانت میزاره دو دیقه تنها باشیممممم؟!
شوگا: حتما بهش میگم که بزاره تنها باشیم
ات: باشه
ات: یاااا جیهوپ میشه یه لحظه بیایی
جیهوپ: جانم سانشاینم
ات: مامانت کی میره خونشون
جیهوپ: چند ساعت دیگه
جیهوپ: چی بود
ات: هیچی نمیزاره تنها باشیم
ات: موچی بیااا
جیمین: جانم بیبی
ات: آیا مامان خانومتون تشریف خودشون رو نمیبرن؟!
جیمین: چرا میبرن فقط صبر کن
ات: دارم صبر میکنم
ات: تهیونگاااا بیااا
تهیونگ: جانم
ات: یا مامانت میره یا خودم بهش میگم بره
تهیونگ: باش بابا الان میره
ات: جونکوک بیااا
جونکوک: جانم
ات: مامانت موندگار شد مث اینکه
جونکوک: چیهه بابا مامان بیچارم
ات: اگه ب مامانت بگی بره برات شیرموز درست میکنمااا
جونکوک: رفتم بهش بگممم که برههه
دیدگاه ها (۰)

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

سناریو

سناریووقتی بابامونن و می‌فهمن دوست پسر داریمنامجون : ا/تتتتت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط