{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنفش من 2

بنفش من 2
Part5
+اوننن.. جانگ می بود که اسلحه رو
رو به روی تهیونگ گرفته بود....و جیمین میگفت این کارو نکن حتی جیانم در حال التماس بود این بار خودم میکشمت جانگ می نمیزارم.. سریع رفتم سمت اتاق تفنگمو برداشتم و از پله ها رفتم پابین در حال که میلرزیدم تفنگ و پشتم قایم کردم
♕ببین کی اینجاست.... پس هر دو تون برید اون دنیا
_هی به ات کاری نداشته باش وگرنه خوپم میکشمت
♕امروز قراره بمیری چجوری میخای منو بکشی... و همونطور که مامان بابات رو کشتم و شیم ات... اخی مامان بابات تو اتش سوزی مردند...(قهقه) باید بگم ثروت اونا برای شکست دادن کیم تهیونگ کافیه ولی ثروت کیم تهیونگ منو به اوج قدرت میرسونه
+در حالی که سرم پاینن بود دهان باز کردم... پس، مامان و بابام رو تو کشتی.... پس تو مامان بابای تهیونگ رو کشتی پس تو کاری که کردی که تهیونگ با بدبختی زندگی کنه... اونی که نحسی میاره تویی نه تهیونگ پس باید بمیری... اسلحه رو گرفتم سمتش اونم اسلحه رو گرفت سمتم
همه مات و محبوت به ما خیره شده بودن که همه چی با شلیک یه گلوله قطع شد...

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۲)

#میکاپ_آرتیست_من

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

.....//برده ی زیبا//......

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

مربی موتور سوار

به زیباییه مشکی

رمان

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط