خدایا!!!

خدایا!!!

دستانم را زدم زیر چانه ام

مات و مبهوت نگاهت میکنم

طلبکارنیستم

فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی بامن؟؟!!
دیدگاه ها (۳)

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

p3*بعد از چند دقیقه اومدن خونهجیهوپ:سلاممم ما اومدیمهه جین:س...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_47دستشو گرفتم کشیدمش بیرون ت...

مرد من ۴

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط