{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

p3
*بعد از چند دقیقه اومدن خونه

جیهوپ:سلاممم ما اومدیم

هه جین:سلام
برو لباسات رو عوض کن*سرد

دایون:بابایی عصر برام شیرینی میخری؟؟؟

جیهوپ:اره میخرم بدو برو لباست رو عوض کن

دایون:بعد از اینکه عوض کردم باهام بازی میکنی؟؟

جیهوپ:اره بابایی بازی میکنم تو برو تو اتاق
*رفت اشپزخونه

جیهوپ:ازم ناراحتی؟؟؟

هه جین:نباشم؟؟؟

جیهوپ:بد شد زنگ زدم گفتم منتظرم نمون؟؟؟

هه جین:عه اینجوریه؟؟چرا از این دید نگا نکردی ناهار بیرون نخوری بیای خونه بامن بخوری؟؟؟

جیهوپ:خب نمیشد که منم نخورم

هه جین:باشه میخوردی کم میخوردی میومدی با من هم میخوردی دو سه روزه دارم تنهایی غذا میخورم

جیهوپ:ببخشید

هه جین:دایون بد غذا هس تو هم بد غذایی؟؟؟

دایون:بابایییی*با صدای بلند
*تو اتاق بود
دیدگاه ها (۰)

یکی به من اینجوری نگا کنه میرینم تو خودم😂💔🛐#جیهوپ#هوسوک

عاشق نگاه های جیهوپم😂🛐#جیهوپ#هوسوک#bts

p2 *رسیدن به مدرسهجیهوپ:عزیزم پیاده شو مراقب خودت هم باشدایو...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط