{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

p3
*بعد از چند دقیقه اومدن خونه

جیهوپ:سلاممم ما اومدیم

هه جین:سلام
برو لباسات رو عوض کن*سرد

دایون:بابایی عصر برام شیرینی میخری؟؟؟

جیهوپ:اره میخرم بدو برو لباست رو عوض کن

دایون:بعد از اینکه عوض کردم باهام بازی میکنی؟؟

جیهوپ:اره بابایی بازی میکنم تو برو تو اتاق
*رفت اشپزخونه

جیهوپ:ازم ناراحتی؟؟؟

هه جین:نباشم؟؟؟

جیهوپ:بد شد زنگ زدم گفتم منتظرم نمون؟؟؟

هه جین:عه اینجوریه؟؟چرا از این دید نگا نکردی ناهار بیرون نخوری بیای خونه بامن بخوری؟؟؟

جیهوپ:خب نمیشد که منم نخورم

هه جین:باشه میخوردی کم میخوردی میومدی با من هم میخوردی دو سه روزه دارم تنهایی غذا میخورم

جیهوپ:ببخشید

هه جین:دایون بد غذا هس تو هم بد غذایی؟؟؟

دایون:بابایییی*با صدای بلند
*تو اتاق بود
دیدگاه ها (۱)

بارون اول

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط