هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_47
دستشو گرفتم کشیدمش بیرون
ترسیده لب زد
+ آ..آق..
با خشم بازوشو تو دستم فشار دادم عربده زدم
_ببند گالرو بی مصرف!
اخی گفت که دستشو گرفتم
_تنبیه ات بمونه برای خونمون ..
پاشو رو زمین میکشید
_توله سگ ! آدمت میکنم..
با دیدن اون حرو.مزاده هقی زد
+ چیکارش کردی؟
سیلی محکمی زدم که پرت شد ..
ی طرف صورتش کامل قرمز شد ..
_نگرانش میشی توله سگ؟
سریع خودشو کشید عقب
+م..من با..باهات نمیام!
دستشو کشیدم بلندش کردم
_راه بیفت سگ ترم نکن!
هقی زد
+امیر کمکم کن ..
عصبی غریدم
_خفه شو احمق انقدر اسمشو صدا نزن!
رگ غیرتم باد کرده بود دلم میخواست همونجا کار امیر جونشو تموم میکردم ..
ولی می‌دونم بعد از کشتنش پناه دیگه نگامم نمیکنه..
سریع دستشو کشیدم اهمیتی به تقلا هاش ندادم از خانه خارج شدیم که دستشو بیشتر کشیدم زیر لب غریدم
_کارت به جایی رسیده از دست من فرار میکنی؟
لرزون خواست حرفی بزنه ..
+خا..خال
عصبی وسط حرفش پریدم
_خفه شو تا برسیم خونه
در ماشینو باز کردم پرتش کردم روی صندلی خودمم پشت فرمون نشستم و قفل مرکزی زدم..
دیدگاه ها (۹)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 09""""""""""""""""""""...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

رمان عشق ممنوع

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

کپشننننن😈💃🤣عروسک من😈🔞پارت هشتاد و نهنفس نفس میزد و لب برچید ...

کپشننننننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و سه دستامو رو سینه ام ضربدری...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه مشتی به بازوش زدم و آهنگ بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط