{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P17

P17
F2
بکی:بچه ها بیاید جرئت و حقیقت بازی کنیم!
همه:باشه

نشستن و شروع به بازی کردن
انیا=ایون
انیا:جرئت یا حقیقت؟
ایدن:خوب حقیقت
انیا:تایپ.ت چیه؟(یعنی دوست دختر چه مدلی باش)
ایون:خوب،قدش از من کوتاه تر باش،دیگه شیطون باشه وقتی داریم فیلم ترسناک میبینیم نترسه.....
دوباره بطری رو چرخوندن
جولیا=دامیان
جولیا:بگو که واقا انیا رو دوست نداری و داری ادا در میاری
دامیان:جولیا حرف دهنتو بفهم،تازه من انیا رو خیلی خیلی دوست دارم
بطری چرخید
دلارام=انیا
دلارام:قبل از دامیان با پسری بودی؟
انیا:نه!
دلارام:مگه میشه؟
هر دختری یبار بوده
انیا:خوب من قلبمو فقط به یک نفر میدم!
بطری چرخید
امیل=لوسی
امیل:تو چرا این قدر با انیا دوستی و از قبل می‌شناسی.ش
انیا،لوسی،لوکاس،اندر=😨😱
لوسی:خوب..ما از بچگی....باهم دوست بودی....ولی وقتی بچه ام...بودیم....مکان...هامون عوض شد...و دیگه...همو...ندیدیم 😨😰
امیل:یه سوال چرا وقتی من اینو پرسیدم همتون یهو ترسیدید؟
لوسی:خوب دیگه
بطری چرخید
بکی=انیا
انیا اب گلوش رو قورت داد
بکی:جرئت یا حقیقت!...وایسا خودم انتخاب میکنم!
بکی:جرئت رو برات برمیدارم......
لوکاس رو ببوس!
دامیان عصبی شد و مهکم دستش رو مشت کرد
دامیان:اصلا ابدا،اجاز شو نمیدم😡
اندر:پس......عروس دوماد.و ببیوس😚
انیا:اااااااا بسه دیگه....من خستم،....پاشو بریم دامیان
دامیان:باش بریم
و رفتن خونه ناهار خوردن
انیا:دامیان
دامیان:بله
انیا:باید صحبت کنم باهات
دامیان:چی شده؟
انیا:خوب راستش(داره با انگشت هاش بازی میکنه)
دامیان:انیا میشه بگی چی شده؟
انیا:......

بالی تا بعد
(نترسید اتفاق خاصی نمی‌افته)
**
دیدگاه ها (۲)

P18F2انیا:یادته گفتی یکی طلبت(برا پارت۲۸فصل۱سرا اشتی)دامیان:...

P19F2ویو تو مدرسه هند:بچه ها این هفته کارگردان کاران نمیان چ...

P16F2که انیا یه ان از خواب پرید ویو انیایعنی همش خواب بود😲هم...

P15 ممکنه پارت یکم 🔞باشهF2(با لباس ...

عشق پنهان

P13F2الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده ویو تو مدرسه هند...

ادامه امیل بتری رو چرخند افتاد به بکی و ایون ایون:جرعت یا حق...

عشق پنهان

عشقی حقیقی

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

عشق پنهان

عشق پنهان

عشق پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط