وارث
part 6
آیزاوا: مرحله اول تمرینات... مسابقه گروهیه. زود به ۷ گروه سه نفره تقسیم شید تا بعدش قوانین رو بهتون بگم. راستی *به جایی که آکیرا، کیریشیما و شینسو ایستاده بودند نگاه ترسناکی کرد* شما سه حق ندارید با هم گروه بشید.
کیریشیما شکایت کرد: ولی...
قبل از اینکه حرفش تموم بشه آیزاوا به برگه های داخل دستش نگاه کرد و از روش خوند: از اول سال دوم توی تمرینات گروهی شما سه تا ۴ بار پشت سر هم گروه شدید و نمره بالایی بدست آوردید. ولی *نگاه خسته اش به ما، مخصوصا آکیرا دوخته شد* شماها باید یاد بگیرید که با افراد متفاوت بتونید کار کنید. قرار نیست تو همه ماموریت ها با چند نفر خاص گروه بشید.
آیزاوا با کیسه خوابش به گوشه زمین تمرین رفت: ۱۰ دقیقه فرصت دارید.
با این حرف آیزاوا بین بچه ها ولوله به پا شد تا گروه های خودشونو تشکیل بدن.
کیریشیما پشت سرش را مالید و آهی کشید: خب فک کنم باید جدا شیم.
شینسو سر تکان داد. قبل از اینکه بره و دنبال گروه بگرده دستی روی شانه آکیرا گذاشت: هی... *حرفش را قورت داد* موفق باشی.
آکیرا سرش را به نشانه تاکید تکان داد و به دور شدن کیریشیما و شینسو نگاه کرد. چیزی نگذشت که از پشت سرش کسی اسمش را صدا کرد: هی آکیرا_چان.
آکیرا برگشت و با جیرو مواجه شد که داشت بسمتش میدوید. روبروی آکیرا ایستاد و درحالی که نفس نفس میزد گفت: حرفامو تو رختکن یادته؟
آکیرا سر تکون داد: و نفر سوممون؟
جیرو به پشت سرش اشاره کرد. جایی که توکویامی زیر سایه یک درخت ایستاده بود. به تنه درخت دست به سینه تکیه داده بود و اون ها رو زیر نظر گرفته بود.
(بعد از ۱۰ دقیقه)
آیزاوا جلوی دانشآموزان که حالا در گروه های ۳ نفره ایستاده بودند ایستاد.
گروه ها:
• آکیرا، جیرو، توکویامی
• مینا آشیدو، کوجی ککودا، هاگاکوره
• تسویو آسوی، کیریشیما، باکوگو
• تنیا ایدا، میدوریا، اوروراکا
• ماشیرائو اوجیرو. تیل من، ساتو،مزو شوجی
• دنکی کامیناری، هانتا سرو، مینتا
• شوتو تودوروکی، مومو یائویوروزو، شینسو
آیزاوا: خب... بیایید قوانین رو مرور کنیم...
□■□■□■□■□■□■□■□■□■
#وارث #مدرسه_قهرمانانه_من #باکوگو #میدوریا #شیگاراکی #سناریو #وانشات #فن_فیک
آیزاوا: مرحله اول تمرینات... مسابقه گروهیه. زود به ۷ گروه سه نفره تقسیم شید تا بعدش قوانین رو بهتون بگم. راستی *به جایی که آکیرا، کیریشیما و شینسو ایستاده بودند نگاه ترسناکی کرد* شما سه حق ندارید با هم گروه بشید.
کیریشیما شکایت کرد: ولی...
قبل از اینکه حرفش تموم بشه آیزاوا به برگه های داخل دستش نگاه کرد و از روش خوند: از اول سال دوم توی تمرینات گروهی شما سه تا ۴ بار پشت سر هم گروه شدید و نمره بالایی بدست آوردید. ولی *نگاه خسته اش به ما، مخصوصا آکیرا دوخته شد* شماها باید یاد بگیرید که با افراد متفاوت بتونید کار کنید. قرار نیست تو همه ماموریت ها با چند نفر خاص گروه بشید.
آیزاوا با کیسه خوابش به گوشه زمین تمرین رفت: ۱۰ دقیقه فرصت دارید.
با این حرف آیزاوا بین بچه ها ولوله به پا شد تا گروه های خودشونو تشکیل بدن.
کیریشیما پشت سرش را مالید و آهی کشید: خب فک کنم باید جدا شیم.
شینسو سر تکان داد. قبل از اینکه بره و دنبال گروه بگرده دستی روی شانه آکیرا گذاشت: هی... *حرفش را قورت داد* موفق باشی.
آکیرا سرش را به نشانه تاکید تکان داد و به دور شدن کیریشیما و شینسو نگاه کرد. چیزی نگذشت که از پشت سرش کسی اسمش را صدا کرد: هی آکیرا_چان.
آکیرا برگشت و با جیرو مواجه شد که داشت بسمتش میدوید. روبروی آکیرا ایستاد و درحالی که نفس نفس میزد گفت: حرفامو تو رختکن یادته؟
آکیرا سر تکون داد: و نفر سوممون؟
جیرو به پشت سرش اشاره کرد. جایی که توکویامی زیر سایه یک درخت ایستاده بود. به تنه درخت دست به سینه تکیه داده بود و اون ها رو زیر نظر گرفته بود.
(بعد از ۱۰ دقیقه)
آیزاوا جلوی دانشآموزان که حالا در گروه های ۳ نفره ایستاده بودند ایستاد.
گروه ها:
• آکیرا، جیرو، توکویامی
• مینا آشیدو، کوجی ککودا، هاگاکوره
• تسویو آسوی، کیریشیما، باکوگو
• تنیا ایدا، میدوریا، اوروراکا
• ماشیرائو اوجیرو. تیل من، ساتو،مزو شوجی
• دنکی کامیناری، هانتا سرو، مینتا
• شوتو تودوروکی، مومو یائویوروزو، شینسو
آیزاوا: خب... بیایید قوانین رو مرور کنیم...
□■□■□■□■□■□■□■□■□■
#وارث #مدرسه_قهرمانانه_من #باکوگو #میدوریا #شیگاراکی #سناریو #وانشات #فن_فیک
- ۳.۵k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط