مافیای عاشق. پارت ۱۱

ویو تهیونگ☆

تهیونگ: باشه اما چجوری ماشین را بدون سوییچ روشن کنم. 😣

شوگا: یکاریش کن من باید برم بای 😊

با بهت به بیسم قطع شده نگاه کردم بعد به ارباب که داشت کم کم چشماش بسته میشد

اوفف نه لعنتی چشاتو نبند.
بزور هم شده ارباب بردم سمت یکی از ماشینا
بزور درشو باز کردم.

ارباب عقب خوابوندم که داشت با چشای نیمه جونش منو نگاه می کرد.

رومو ازش گرفتم به سمت در راننده رفتم،
سوار شدم قبلا یکی از دوستام که سوییچ ماشینش یادش رفته بود یجوری ماشینو
روشن کرد.

خم شدم. با بدبختی ماشینو روشن کردم
یس موفق شدم 😮‍💨😆.

به ارباب از تو اینه نگاه کردم چشاش داشت بسته می شد.
لعنتی.

تهیونگ: ارباب خواهش می کنم نخوابید 😥

جونگکوک: ف.. ق... ط... ب... ر... و (سرد، درد،لکنت)

تهیونگ: چشم ☺️. بسم الله رحمان رحیم.(بچم با ایمانه پس چی فکر کردی😂)

با تمام سرعت می روندم چندباری نزدیک بود تصادف کنم.

پرش زمانی به عمارت ♡

ویو نویسنده☆

بلخره تهیونگ رسید پیاده شد رفت در ماشینو برای ارباب باز کرد کمکش کرد رفتن داخل.

ولی با کمال تعجب هیچکس توی عمارت نبود. 😑😲
بعد تهیونگ تازه فهمید امروز پنجشنبه است تا شنبه کسی نمیاد چون استراحت دادن.

بزور ارباب برد توی اتاق روی تخت خوابوندش.

تهیونگ: ارباب من چه کار کنم.

جونگکوک: م.. ت.. و.. ن.. ی... ت... ی... ر.. و.. در... ب.. ی.. ا.. ر.. ی.(سرد، درد)

تهیونگ فکر کرد اگه اینجوری ولش کنه ممکنه از خونریزی زیاد بمیره (خدا نکنه)
و خودش مقصر بشه.
اوفی کرد سرشو تکون داد به معنی اره من می تونم بعد دست بکار شد وسایل لازم اورد شروع کرد به دراوردن لباس تن جونگکوک (منحرف خودتی منظورم پیراهنشه 😂)
و پارچی که دور زخمش پیچیده بود را کند
و اول تمیز کرد زخمشو، بعد با پنس شروع کرد به در اوردن تیر، و بله با کلی تلاش و عرق ریختن در اورد، قبلش یه دستمال تمیز گذاشت لای دهن جونگکوک تا زبونشو گاز نگیره، بعد از این کار، دستاشو شست. و زخم جونگکوک را بخیه زد. تا اینجا خیلی درد داشت، بعد پانسمان کرد. و تمام.
به صورت جونگکوک زل زد به خواب رفته بود تهیونگ برای اینکه مطمئن بشه سرشو گذاشت روی سینه کوک قلبش منظم کار می کرد نفس راحتی کشید، اون شب جونگکوک خیلی تب کرد تمام شب تهیونگ مراقبش بود و تبشو پایین اورد. و همونجا تو حالت نشسته خوابش برد،

پرش زمانی به صبح 💞

ساعت: ۴:٠٠

اعضا که تازه کارشون تموم شده بود با دکتر لی وارد عمارت شدن با بدو بدو رسیدن اتاق جونگکوک در اروم باز کردن که با اون صحنه روبه رو شدن (یعنی تهیونگ بغل دست جونگکوک خوابش برده بود) دکتر لی لبخندی زد.

دکتر لی: خب مثل اینکه من دیگه کاری ندارم فقط معاینه ش می کنم.

دکتر لی شروع کرد معاینه جونگکوک بعد از معاینه رفتن بیرون اتاق.

دکتر لی: خب حالش خوبه و به لطف اون پسر زنده موندن.

نامجون: هاا یعنی چی؟ 😳

دکتر لی: اون پسر فوق العادست با کارش ارباب را نجات داد. ☺️

شوگا: می دونستم موفق میشه😌

دکتر لی: خب فقط الان باید بهش خون بدیم کدومتون خونش باهاش یکیه؟

جیهوپ: عااا خونش چیه؟

دکتر لی: A+

هیچکی نبود که خونش بهش بخوره همه نا امید شده بودند که در اتاق جونگکوک باز شد تهیونگ امد بیرون.

همه نگاش کردند شوگا 👍بهش نشون داد تهیونگ 😊لبخند زد.

تهیونگ: اعااا دکتر من اتفاقی حرفاتونو شنیدم اگه بخواهید من خونم با ارباب یکیه می تونم خون بدم.

جیمین: اما تو تا همین الان خیلی مراقبش بودی نمیشه که.

تهیونگ: اشکالی نداره.

دکتر لی: خب زمان نداریم، پسرم تو بامن بیا توی اتاق ارباب تا خون بهش بدی. بقیتونم اروم باشید.

همه تایید کردن.

تهیونگ با دکتر رفت اتاق دکتر خون را از گرفت منتقل کرد به جونگکوک. و تهیونگ از بس خوابش میومد همونجا دوباره خوابش برد
و دکتر لی لبختدی زد، و از اتاق بیرون رفت.

جین: چیشد دکتر؟

دکتر لی: نگران نباش حالش خوبه .

دکتر یسری توضیحات داد و رفت.

تهیونگ بیدار شد سعی کرد بلند شه بزور رفت اتاق خودش لباسشو عوض کرد از بس خسته بود بدون خشک کردن موهاش روی تخت پرید و خوابش برد اماااااا........... ...




بیا پایین
















پایین تر


















بیشتر
















خماریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاع یاع یاع
اینم چون گفتم فردا میزارم گذاشتم.

به نظرتون چی میشه؟

وقتی کوک بفهمه ته بهش خون داده؟

تو کامنتا بگید تا بعد بای 🖐🏻


😘🥳🌺💞😘💋🌹
دیدگاه ها (۹)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

تک پارتی تهکوک وقتی کوکی روی ته دست بلند می‌کنه.....ویو: امر...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:83صبر نکرد تا مخالفت کنم‌...ر...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت پنجم: راز خانوادگی ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

برده عمارت جئون

پارت ۲۲

شاگرد لوس من

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 1صدای ترمز ماشین توی خیابون پیچید و چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط