BTS, Roman
#زندگی_من
#پارت_نهم
چو- میخوای اتاق تو ببینی؟
من- اره خیلی دوست دارم.
چو- باشه پس تو برو منم میرم به کارام برسم
من- خیلی ممنون.
به سمت اتاقم راه افتادم.
کاشی هایی که طبقه بالا گذاشت بودن، رنگ سفید با خط های خاکستری بود، که اون خط ها یکجورایی نشانه تَرَک رو روی کاشی ها داشت.
سمت راستم، نرده های سنگی مثل نرده های راه پله بود. که اگه لبه اونا میایستادی، میتونستی قسمت درب ورودی و از بالا ببینی. زیاد نزدیک درب نبود، پس این یعنی میتونستی اتاق پذیرایی کوچیک رو هم به وضوع ببینی.
قسمت اتاق های سمت چپ هم همینطور بود.
[خب. حالا بریم توی اتاق و ببینیم]
دست مو روی دستگیره درب گذاشتم. درب و باز کردم.
اتاق کوچیکی بود و تم خاصی نداشت. هر کدوم از وسایلا یک رنگ بود.
تخت یک نفر جلوتر کنار پنجره نقلی بود. رنگ بالشش خاکستری و رنگ پتو سرمه ای تیره.
تختش هیچ حاشیه ای نداشت، فکر کنم که تیکه چوب پایه دار و گذاشتن.
سمت راست، یک دیوار به عرض ۲ متر داشت که کل شو کمد دیواری احاطه کرده بود. رنگ کمدش سفید بود، بازم خوبه.
وسط اتاق، یک غالیچه با طرح قدیمی گذاشته شده بود. یکم جالبه که توی این خونه بزرگ و قشنگ، با دکوراسیون جذاب، همچین اتاق قدیمی داشته باشه. بازم مهم اینکه جایی برای موندن دارم.
خیلی اتاق تاریک بود، پس چراغ و روشن میکنم.
کلید چراغ جلوی درب بود، خواستم روشنش کنم اما اینطور که بنظر میاد چراغش سوخته. عیب نداره، پنجره رو باز میکنم.
وسایلا مو جلو کمد گذاشتم و روی تخت کنار پنجره دو زانو نشستم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
#پارت_نهم
چو- میخوای اتاق تو ببینی؟
من- اره خیلی دوست دارم.
چو- باشه پس تو برو منم میرم به کارام برسم
من- خیلی ممنون.
به سمت اتاقم راه افتادم.
کاشی هایی که طبقه بالا گذاشت بودن، رنگ سفید با خط های خاکستری بود، که اون خط ها یکجورایی نشانه تَرَک رو روی کاشی ها داشت.
سمت راستم، نرده های سنگی مثل نرده های راه پله بود. که اگه لبه اونا میایستادی، میتونستی قسمت درب ورودی و از بالا ببینی. زیاد نزدیک درب نبود، پس این یعنی میتونستی اتاق پذیرایی کوچیک رو هم به وضوع ببینی.
قسمت اتاق های سمت چپ هم همینطور بود.
[خب. حالا بریم توی اتاق و ببینیم]
دست مو روی دستگیره درب گذاشتم. درب و باز کردم.
اتاق کوچیکی بود و تم خاصی نداشت. هر کدوم از وسایلا یک رنگ بود.
تخت یک نفر جلوتر کنار پنجره نقلی بود. رنگ بالشش خاکستری و رنگ پتو سرمه ای تیره.
تختش هیچ حاشیه ای نداشت، فکر کنم که تیکه چوب پایه دار و گذاشتن.
سمت راست، یک دیوار به عرض ۲ متر داشت که کل شو کمد دیواری احاطه کرده بود. رنگ کمدش سفید بود، بازم خوبه.
وسط اتاق، یک غالیچه با طرح قدیمی گذاشته شده بود. یکم جالبه که توی این خونه بزرگ و قشنگ، با دکوراسیون جذاب، همچین اتاق قدیمی داشته باشه. بازم مهم اینکه جایی برای موندن دارم.
خیلی اتاق تاریک بود، پس چراغ و روشن میکنم.
کلید چراغ جلوی درب بود، خواستم روشنش کنم اما اینطور که بنظر میاد چراغش سوخته. عیب نداره، پنجره رو باز میکنم.
وسایلا مو جلو کمد گذاشتم و روی تخت کنار پنجره دو زانو نشستم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
- ۳.۹k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط