THE DIFFERENCE
p16
میشه به کسی نگین مارو دیدین؟ نمیخوام کسی بفهمه ما ایدلیم
🐹 باشه.. نمیگم
# ممنون
🐹 شماها کی میخواین برگردین؟
@ هیچوقت
🐹 یعنی که چی؟ باید نهایتا ماه دیگه خونه باشین
به هرحال ما خونه های جدا داریم.. میتونید بیاین سر بزنید.. ولی هرگز پامو تو اون خونه نمیزارم.. با بابام که سرد میمونم.. واقعا نمیتونم ببخشمش
# راست میگه.. کاری که بابام باهام کرد غیرقابل بخشش بود
@ اینکه ببینم بابام داره به مین سو عشق میورزه و برای من به زور یک مداد میخره... واقعا سخته
🐹 خب درسته اصلا کارشون درست نیست.. ولی تهیونگ و هانول... جونگکوک و رامی... میرا و هوسوک... هرروز دارن دعوا میکنن... بخاطر شماها... امروز توی تمرین... تهیونگ و هانول دعواشون شد.. وقتی داشتیم ON رو تمرین میکردیم حالش بد شد.. میگفت بخشی از این اهنگ رو با ات نوشته... هوسوک همیشه تو خودشه و مثل قبل شاد نیست... جونگکوک انگار وجود نداره... و تهیونگ همش عصبانیه... همشون هرروز دارن گریه میکنن... هانول و میرا و رامی... اونا دارن افسرده تر میشن.. هانول نزدیک بود خودکشی کنه... هرروز همو تهدید میکنن که طلاق میگیرن... ولی خب نمیتونن
# و.واقعا میگین؟
🐹 اوهوم
خانم شین وارد اتاق شد
$ جناب کیم.. متاسفم ولی وقتتون تمومه.. باید تشریف ببرید
🐹 بله الان میام... دخترا... حرفام یادتون باشه
بعد از بغل و خدافظی.. از اتاق رفت بیرون
@ واقعا... خانواده هامون داغون شدن؟
احتمالا
# من برنمیگردم
منم برنمیگردم
$ چی میگین شماها؟
@ ه.هیچی
$ یبار دیگه تمرین کنین من ببینم
@ اما خانم امروز ۷ بار هر اهنگو تمرین کردیم
$ خب میتونین برین.. فردا اخرین تمرینو میکنین که پسفردا مراسمه
چشم.. ممنون
میشه به کسی نگین مارو دیدین؟ نمیخوام کسی بفهمه ما ایدلیم
🐹 باشه.. نمیگم
# ممنون
🐹 شماها کی میخواین برگردین؟
@ هیچوقت
🐹 یعنی که چی؟ باید نهایتا ماه دیگه خونه باشین
به هرحال ما خونه های جدا داریم.. میتونید بیاین سر بزنید.. ولی هرگز پامو تو اون خونه نمیزارم.. با بابام که سرد میمونم.. واقعا نمیتونم ببخشمش
# راست میگه.. کاری که بابام باهام کرد غیرقابل بخشش بود
@ اینکه ببینم بابام داره به مین سو عشق میورزه و برای من به زور یک مداد میخره... واقعا سخته
🐹 خب درسته اصلا کارشون درست نیست.. ولی تهیونگ و هانول... جونگکوک و رامی... میرا و هوسوک... هرروز دارن دعوا میکنن... بخاطر شماها... امروز توی تمرین... تهیونگ و هانول دعواشون شد.. وقتی داشتیم ON رو تمرین میکردیم حالش بد شد.. میگفت بخشی از این اهنگ رو با ات نوشته... هوسوک همیشه تو خودشه و مثل قبل شاد نیست... جونگکوک انگار وجود نداره... و تهیونگ همش عصبانیه... همشون هرروز دارن گریه میکنن... هانول و میرا و رامی... اونا دارن افسرده تر میشن.. هانول نزدیک بود خودکشی کنه... هرروز همو تهدید میکنن که طلاق میگیرن... ولی خب نمیتونن
# و.واقعا میگین؟
🐹 اوهوم
خانم شین وارد اتاق شد
$ جناب کیم.. متاسفم ولی وقتتون تمومه.. باید تشریف ببرید
🐹 بله الان میام... دخترا... حرفام یادتون باشه
بعد از بغل و خدافظی.. از اتاق رفت بیرون
@ واقعا... خانواده هامون داغون شدن؟
احتمالا
# من برنمیگردم
منم برنمیگردم
$ چی میگین شماها؟
@ ه.هیچی
$ یبار دیگه تمرین کنین من ببینم
@ اما خانم امروز ۷ بار هر اهنگو تمرین کردیم
$ خب میتونین برین.. فردا اخرین تمرینو میکنین که پسفردا مراسمه
چشم.. ممنون
- ۱۴.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط