ات برق ها را روشن کرد که ناگهان

ات برق ها را روشن کرد که ناگهان
کوک تولدت مبارک ات
ات وای یادم اصلا نبود
کوک معلومه از سرو وضعت
ات حالا تو هم بس کن
کوک باشه
ات شمع را فوت کرد
بقیه اعضا دست جمعی تولدت مبارک ات
ات ممنون بچه ها
اعضا کا دو هاشون را دادن به آت
ات کیک را برید
و به بچه ها داد
کوک خوب برین خانه هاتون
اعضا عه باشه انگار خبرهایی هست
کوک به شما چه
اعضا رفتن.
کوک ادای آدم های مست را در اورد و ات را به سمت خود کشید
ات وای کوک حالت خوبه
کوک نه بیا پیشم
ات باشه
ات رفت پیش کوک و کنارش نشست
که کوک گفت خوای اینجا خیلی گرم هست و بعد لباسش را دراورد
کوک تو گرمت نیست
آت نه
کوک اما من چرا تو هم لباست را درار
ات واسه چی من که گزمن نیست
کوک میدونم اما تو کنار من نشستی و من گرمم هست
ات باشه
ات لباشی را دراورد
پارت ۲ تمام شد
دیدگاه ها (۰)

پارت۴

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

bts

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

#برادر ناتنی من

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط