Part:141

Part:141
تهیونگ : اجازه هست؟
هانی : عاره بیایین داخل
کوک : سلام جیگولیا
تهیونگ : خب لارا اگه بدونی کی زنگ زده بود
لارا : کی؟؟
کوک : نینا انقدرم اونی اونی کرد حسودیم شد
لارا : (خنده)
تهیونگ : میگم منو بخشیدی؟
کوک : منو چییییی
لارا : نه (جدی)
تهیونگ : آاااا یعنی چی چیکار کنم ببخشی
لارا : نمیدونم
تهیونگ : هوففف
لارا : مرخصی میخوام
تهیونگ : چشم
هانی : خوابم میاد لارایی بیا بخوابیم
لارا : هوم منم خوابم میاد
تهیونگ : کوکی جون منم توام بیا بغل هم بخوابیم
کوک : اوهی باشه
ویو فردا صبح سوبین
سوبین : از خواب بلند شدمو رفتم آماده شدم رفتم پایین
الکس : خشگل کردی کجا میری
سوبین : سر کار دیگه
الکس : نه نمیشه هنوز کامل خوب نشدی
سوبین : خوب شدم
الکس : نه
سوبین : اهم میشه منو برسونیییی
الکس : قول بده زیاد کار نکنی
سوبین : قولللللل
الکس : باشه پس بخور بریم
چند دقیقه بعد :
سوبین : بریمممم
الکس : اوکی
الکس : چیکار میکنی
سوبین : تو شرکت ته کار میکنم منشی مدیر ژانگ شدم
دیدگاه ها (۰)

#برادر ناتنی من

پارت ۱۲

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

نام رمان (عشق میان ما

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط