وصـیـت کـردم هـرکـی تـو مـراسـم

وصـیـت کـردم هـرکـی تـو مـراسـم

خـتـمـم گـفـت : خـدا بـیـامـرزدش ،

راحـت شـدبـا لـبـه ی سـیـنـی حـلـوا

چـنـان بـکـوبـن تـو دهـنـش تـا اونـم

راحـت شـه بـیـاد پـیـش مـن !!!


والا کـیـصـافـط جـای مـن


اظـهـار نـظـر میـکـنـه^_^
دیدگاه ها (۱۳)

[•] عــــمارت★عشقـــ[•]Part number 31"ارباب، من یه پیشگوام، ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

پارت۴۶

Part 16

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

My lovely neighbor part : ۸۰

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁹ویو کوکرفتم سمت آزمایشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط