سناریو اگه خوشتون اومد بقیه شخصیت ها هم میزارم

سناریو🫐
اگه موهاشون رو بکشی ببینی ی دسته از موهاشونو کندی🗿💔
ـ‌ ـ. ـ. ـ. .ـ. . ـ.
ران🪭
بدبخت موهاشو باز کرده بود رو مبل نشسته بود یکم موهاش هوا بخوره.. ا. ت هم کرمو از پشت موهاشو کشیدی بهت گفت بس کنی مگه تو ادم میشی.. لیز خورد افتادی.. سکوتی حاکم شد تو دستات نگاه کردی.. ی دسته موی ران تو دستات بود.. ی جیغ زنونه ای زد
ران: ات مادرتووووو، موهاممم عرررررررر
.. فقط فرار کن دستش بهت نرسه بدبخت بشی😂✨
ـ
ریندو: اقا من ریندو گذشته در نظر گرفتم موهاش قشنگ تره
مثل همیشه به خوراکیات دستبرد زده بود برای همین داشتی دنبالش میدویدی و اونم فرار میکرد، انقدر سریع بود که دستت بهش نرسه، سعی میکنی سریع تر بدویی و پایینو نگاه میکردی که زمین نخوری و یهو حس میکنی لباسشو گرفتیش و محکم میکشیش ولی انقدر سریع میره که با صورت پخش زمین میشی.قبل از اینکه بهددستت نگاه کنی فکر میکنی لباسشو پاره کردی ولی وقتی چشمت به دستت میفته...
ا.ت: موهاتتتتتتتت
ریندو: موهامممم کچلم کردییییی
مشخصا مقصر تو بودی ولی چون قهر میکنی اون مجبور میشه بیاد ارومت کنه و اشتیت بده
«کاتسوری: داداش بدبختم
ـ
سانزو:
خیلی عادی پیش هم نشسته یودین و اونم داشت فوتبال میدید و از سر عادت دستش تو موهات بود و نوازشت مبکرد که یهو تیمش گل میزنه و جوگیر میشه و دستاشو محکم مشت میکنه میاره بالا و عربده میزنه و چون دستش تو موهات بود موهات کشیده میشه.
ا.ت: سانزوووو!!!
حرصت میگیره و دست میکنی تو موهاش و اونم برای دفاع از خود از مبل هلت میده و با باسن مبارک میخوری زمین و وقتی به خودت میای میبینی هنوز یه دسته از موهاش تو دستته
سانزو: موهامم!!درد داشتت ا.تتتتت، میدونی چقدر طول میکشه در بیادد
ا.ت: چیزه...از شامپو باجی-سان بزن زود رشد میکنه
سانزو:ا.تتتتت باجی موهاشو با تاید میشورههههه
ا.ت: اوه، بد شد که
حالا ا.ت فرار که سانزو اگه بگیرتش میکنـ..چیزه، میخورتش (ಡωಡ)
ـ
مایکی:
مثل همیشه اکیپ تومان جمع شده بودن پیشت، همونطور که داشتی کارها رو انجام میدادی و ازشون پذیرایی میکردی مایکی طبق عادت درحالی که داشت دوریامی میخورد دوریاکی کوچولو صدات میزنه
ا.ت: اینطوری صدام نکن
مایکی: چرا؟ تو هم مثل دوریامی خوردنی هستی خب، دوستدارم هرلحظه تو رو بخورم
قصد نداشت چیز منحرفانه ای بگه ولی خب، همه ی بچه های تومان اروم میخندن
سرخ میشی و محکم دست میکنی تو موهاش و میکشی که یهو حس میکنی تو دستت سبکش شده، و بله، یه دسته از موهای مایکی رو کندی
مایکی: ا.ت چاننننن موهاممم، موهامم، دراکن باید درستشون کنییی
دراکن: من میتونم موهات رو ببندم ولی قدرت رشد دادنشون رو که ندارم
ـ
ایزانا:
امروز رفته بودی خرید کرده بودی ی چندتا
سـ وتیـ. ـن گرفته بودی توی پلاستیک سیاه گذاشته بودی که ی وقت اشتباه نگیری... داشتی خریدار رو جمع میکردی متوجه نشدی ایزانا اومده تو اتاق.. به کارت ادامه دادی برگشتی دیدی پلاستک سیا نیستش دیدی ایزانا با کله تو پلاستکه
ایزانا: صورتی.. بهت می
سرخ شده بودی چشماتو بستی پلاستیکو گرفتی کشیدی چشماتو باز کردی دیدی موهای ایزاناست... سکوت
ایزانا گرفتت
ایزانا: ملکه من مو کشیدن انگار دوست داره چطوره این صورتی بپوشی برای امشب
خدا رحمتت کنه
꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷
@mmika.s نویسنده1 ‌ 🫐
@Katsory_3313 نویسنده 2. ‌ 🍓
🍓🫐
دیدگاه ها (۴)

stolen

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو مایکی پارت۶

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

سناریو ران پارت یک

سناریو بونتن پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط